سفارش تبلیغ
صبا

مهدی مشکات ـ شعرونظر

 
ان  اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــ 

خَلق می مانند در عُسر وحرج
جز دعا گویان تعجــــــیل فرج

وَاللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ التَّهْلُکَةِ إِلَّا مَنْ یُثْبِتُهُ اللَّهُ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَوَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِه: بخدا سوگند در غیبت فرزندم هیچکس از گمراهی و تباهی نجات نخواهد یافت جز کسانی که به توفیق الهی، براعتقــــــــاد به امامت او ، و دعا برای تعجیل فرجش استوار باشند (مولانا الامام العسکری صلواة الله علیه)
کمال الدین ، ص 384 و بحار الأنوار ، ج52 ، ص25، ح 16.


 

ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

باسلام وتحیت، وعرض خیرمقدم خدمت دوستان ومیهمانان گرانقدر




صبح انسان2*


شب اگر پیش تو قبحی دارد

سحری دارد وصبحی دارد

سحری هست! خدا می داند!

خبری هست! خدا می داند!

با وجودی که سیاهم ـ سردم

سحری هست که حسّش کردم

ایهاالناس! مهیا باشید!

صبحدم خواب مبادا باشید!

صبحدم خواب حرام است اَلیوم

کارِ شب نیز تمام است  الیوم

زود باشید، کمی دیر است این

آخرین رکعتِ تغییر است این

این نسیمی ست که ردّ خواهد شد

"عصربد" حبس ابد خواهد شد

فرصت خوب شدن ردّ نشود!

حالتان تا به ابد بد نشود!

بشتابید! زمان آخر شد!

آه ، گفتم من وقلبم سِرّ شد

در دلم سُمّ ستوراست انگار

ضربان های ظهور است انگار

امشب آشفته ی گیسو شده ام

زخمیِ گوشه ی ابروشده ام

گوش کن! وقتِ کمانی داریم

نه جز این خط ونشانی داریم

مابه پایان زمین نزدیکیم

وبه آن صبحِ برین نزدیکیم

وقت اندیشه نداری دیگر

تو، به جز ریشه نداری دیگر

نوحِ طوفان زده باید باشی

نه به کوه آمده باید باشی

****

عصر"اندیشه" به پایان آمد

صبح شد! "دیده" به میدان آمد

صبحدم چشم سیاهت واکن

این جهان آینه دارد ـ "ها" کن!

تو، به گیسوی خدا خوابیدی

اندکی خوابِ پریشان دیدی

بازکن نرگس خوشبین ات را

پس بزن خنده ی شیرین ات را

ای دل ای داغ شقایق دیده

دیده!  ای سرمه ی شب برچیده

تازه کن سرمه ی چشمانت را

مژدگانی بده مژگانت را

گوشه ی ابروی یار آمده است

خبر چشم خمار آمده است

عاکف میکده باید باشی

مستِ مست آمده باید باشی

سرِ پیمانه نداری برگرد

دل دیوانه نداری برگرد

تازه اول قدمِ این راه است

اولِ اولِ بسم الله است

تو و من ، او، همه ـ انشاالله

هرکه دارد سرِ "ما" بسم الله

****

ای خداوندِ احَد!  بد کردیم

مابه دامان توبرمی گردیم

آه از جور زمان یا الله

غُرَما شد دلمان یا الله

دیگر از تیغ وطلا خسته شدیم

دیگر از غیر تو ما خسته شدیم

خسته روح  از سده ها بر گشتیم

مثل  غارت زده ها برگشتیم

آدم آن روز که گفتی تو" اَلَست"

مست پیمان شد وپیمانه شکست

ما هم آن وارث آدم هستیم

گر شکستیم، زدستت مستیم

باز پیمانه تمــنا   داریم

ربنا!  حالِ "ظَلَمنا" داریم

تو نبخشی، که ببخشد ما را؟

چه کنی این همه انسان ها را؟

ما  تباهیم ـ خودت می دانی

بی پناهیم ـ خودت می دانی

از دل هم، همه طرد آمده ایم

کس به کس رحم نکرد آمده ایم

تو بفرما ، تو که الرّحمانی

تو که درد همه را می دانی...


****

گرچه بد کرده ولی بیداریم

ماشهیدان خدایی داریم

چارده قرن، سیه پوشیدیم

اشک حسرت چقدَر جوشیدیم

اینک آن صبحِ سپید آمده است

چشم یعقوب به دید آمده است

غم مخور گرچه زمین خشکیده

بوی یوسف همه جا پیچیده

لشگر آدم اگر خورده شکست

علَمی هست وعلمداری هست

آدمِ خســـــــته ! بیا برگردیم

کو  درِ بسته؟ بیا برگردیم        

                                     مهدی مشکات/آذر1393                                             

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*در بخش آرشیوها، قسمت اول این مثنوی را  هم می توانید مطالعه فرمایید

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

سلام. همه ی کسانی را که دوست دارم همیشه ازشون خواهش می کنم هر روز خصوصا صبح ناشتا یک سیب درختی تازه با پوست بخورند چون:

1.مکاتبب طبی مهم دنیا ـ مثل طب اسلامی وسنتی، طب یونان... ـ اجماع براین دارند که: هرکس هرروز سیب بخوره از پزشک بی نیاز میشه. در اسلام هم  خوردن سیب ناشتا مستحبه. ضرب المثل انگلیسی ش را هم که همه معمولا بلدند.

2. سیب، معدل مزاج(یعنی تعدیل کننده ی مزاج) هست. براساس طب قدیم، منشأ تمام بیماری های جسمی و روانی، از غلبه ی سودا وصفرا یا هریک از اخلاط اربعه است

3.در طب جدید هم اتفاقا همین تاکید وجود داره وبه همین خاطر نماد سلامتی در پزشکی هم عکس سیب قرمزه

4.بوییدن سیب در هنگام سحر، به فرموده ی امام محمد باقر علیه السلام، موجب رفع پریشانی های روانی ست

5.اخیرا در امریکا به طور ویژه بررسی کردند و متوجه شدند کسانی که هرروز دو تا سه بار سیب می خورند، از سکته و چربی خون و فشار خون و قند و بسیاری دیگه از بیماری های رایج، به طرز عجیبی نجات پیدا می کنند(مستندی در همین زمینه را چندسال پیش هم در تلوزیون نشون می داد)

6.معتقدم اگر تمام داروهای یک داروخانه ی کامل را در هم بیفشرند وتمام ضررهاش را هم بگیرند، هرگز به اندازه ی مداومت بر سیب، تاثیر نداره. این مطلب را پزشکی که در آخر معرفی می کنم هم صددرصد تایید کرد.

البته میگن چون سیب را با مواد نگه دارنده واکس می زنند، بنابراین پوستش  ضرر داره، این مطلب مورد اختلاف کارشناسان هست وبعضی ها هم میگن این طور نیست. درهرحال جهت احتیاط بهتره از سیب های ریزه و معمولی مثل همین سیب های ارزان قیمت سمیرم استفاده بشه. چون بیشتر خاصیت سیب در پوست سیبه.

ضمنا بعضی ها معتقدند سیب سفید طبیعتش گرم تر از سیب قرمزه . ولی انواع سیب های موجود (به استثنای سیب ترش) خاصیت لازم رادارند.

چندین سال پیش پزشک 85 ساله ای رادیدم که خیلی سالم وسرحال بود.  میگفت من توی این سن جراحی هم میکنم! بعد راز سلامتیش را در چند چیز خلاصه کرد. یکی ش کم خوری، ودومیش را یادم نیست! [1]سومیش :سیب .  انشاالله همیشه سالم باشید 

......................................................................................

1.به نظر خودم تفکر مثبت و آرامش. و غم  و غصه، و حرص و  حسرت نخوردن از همه چیز مهم تره و بهترین راه این حالت"اعتماد به خدا" ست 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

میلاد جان جانان، و خورشید آسمان ها بر شما مبارکباد

آیة الله شاه آبادی رضوان الله علیه حقیقتا از پهلوانان کم نظیر عالم عرفان و توحید بودند؛امام خمینی ره به شاگردی شان می بالید؛ و بزرگی چون آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ره، در محضر او فروتنی می کرد!*....   روزی از ایشان در مورد سرّ طریقتشان پرسیدند. در پاسخ چنین گفت:

«هرچند نیل به  توحید و عرفان عام، برای دیگران هم میسر است؛ اما درحرم توحید وعرفان خاص،  جز به محبت و ولایت فاطمه سلام الله علیها نمی توان قدم نهاد»

آری این حقیقتی ست که با کمی تدبر در این سخن رسول الله صلی الله علیه واله نیز می توان فهمید: «فاطمة نفسی التی بین جنبی: فاطمه نفس من است؛ همان نفسی که میان دو پهلوی من قرار دارد!». معنی این سخن  چیست؟نفس هرچیز باطن، وحقیقت اصلی آن چیز است. بنابراین باطن نبوت و حقیقت اصلی آن فاطمه است؛ وبرای درک فاطمه سلام الله علیها باید پرده های نبوت را هم کنار زد! چنانکه در زیارت شان هم می خوانیم: «ارخیت دونها حجاب النبوة» ... بله، فاطمه، قله ی نبوت است؛ کعبه ی حرم ولایت است. ممکن است خیلی ها وارد حرم بشوند، اما همه کس را به کعبه راه نمی دهند...به همین جهت فرمودند:«ماتکاملت النبوة لاحد من  الانبیا حتی اقر بفضل فاطمه» یعنی هیچ پیامبری به کمال نبوت نمی رسد مگر آنکه به فضل فاطمه اقرار کند! آری حتی پیامبران هم تا وقتی به قله، وبه باطن اصلی نبوت نرسند، کامل نمی شوند[1]؛ و حالا سخن این است که این باطن و این قله ی نبوت، همان نفس مقدس حضرت خاتم صلی الله علی واله است؛ همان نفس مقدسی که "بین دو پهلوی او قرار دارد"!

...............................................................................

*درکتاب"نردبان آسمان" که به زندگی نامه ی آیة الله شاه آبادی اختصاص دارد آمده است: مرحوم آیَ الله سید ابوالحسن اصفهانی(مدیسه ای) گفته بودند: من در برابر شاه آبادی قطره ای بیش نیستم! کسی که جایگاه آیة الله مدیسه ای را بشناسد وکرامات شگفت انگیز ایشان و عنایت مخصوص امام عصر علیه السلام در مورد ایشان را بداند، متوجه اهمیت این مطلب خواهد شد

1. از همین جا می فهمیم، جاماسب حکیم  ـ که قبلا در مقاله ای از او  سخن گفتیم ـ به کمال پیامبری رسیده بود ! ـ چرا؟ چون در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها اینگونه تعبیر می کند: شاه زنان، خورشید جهان! کسی که این تعبیر را ـ آن هم چندین قرن پیش از تولد آن حضرت به کار می برد؛ مسلما به قله ی معرفت رسیده و فاطمه شناس شده  است. می دانیم که پیامبر اکرم نور آسمان ها وزمین را از نور حضرت فاطمه، و حضرت فاطمه را همان " مشکوة"، و مصدر نور آسمان ها وزمین معرفی فرمودند؛ واین مطلبی ست که به عبارات مختلف و نیز در ذیل آی? نور ، در بسیاری از تفاسیر، حتی در تفاسیر اهل سنت مثل"الدرالمنثور سیوطی" آمده است


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 « تقدیم به همســـــــر نوکابینم؛ پاک بانویی که رؤیاهای شیرین

    این مثنوی را برایم  تعبیر کرد»:


   بازنشر

     مجموعه ی 

        «آه بانو!»


          به امید روز زن

                      و

        با درود بر پاک بانوهای هنوز

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 



آه بانو1


اصل زن فلسفه ی  گل دارد 

دامن از باغ تکامل دارد:

زن که اینقدر شکر می ریزد

از هر انگشت هنر می ریزد

زن که اندیشه ی  قمصر دارد

عطر در شیشه ی  همسر دارد

زن که محبوب پیمبر شده است

خوش به حالش، چه معطر شده است

یعنی از محمل ناز آمده زن

همره عطر و نماز آمده زن 

پای بر فرق بهشت آورده 

 

خانه را غرق بهشت آورده

***

چه کسی خوبتر از زن دیده؟

خوب ها را چه کسی زاییده؟

مردها هرچه که سرور باشند

پیش مادر، همه نوکر باشند

هی ننازیم که  قوّامانیم

ما "الف بچه" ی  این مامانیم..

***

غمزه از جنس ملَک دارد زن

مثل دریاست، نمک دارد زن

بسکه مانند ملک معصوم است

چشم نامحرم از او محروم است

مینیاتوریِ عشق است انگار

یا خودِ حوریِ عشق است انگار

چشم عشق است ـ ببین اشکش را

پاک کن زودتر این اشکش را ... 

***


زن لطیف است خفیفش نکنند!

آلت دست کثیفش نکنند!

گوهر است این، نشود بازیچه!

«اصل آزادی زن» یعنی چه؟!

زن خودش مادرِ آزادی هاست

بانی و بانوی آبادی هاست

مثل لیلی که به محمل باشد

زن دقیقا مثَلَش «دل» باشد

دل در این سینه کجا در بند است؟

این نه  بند است که این پیوند است

دل در  این تن شریان ها دارد

عالم از زن جریان ها دارد..

پس ببین، معنی "پیوند" این است

معنی "همسردلبند"  این است

تپش دل، تپش تن دارد

زندگی هم تپش از زن دارد

خانه از دســــــت زنان می چرخد

دور زن پس دو جهان می چرخد

پادشاهان که جهان می گیرند

دل مهم است و زنان می گیرند

بله مردان سرِکارند این جا

بانوان خوب سوارند این جا ... !


این همه گفتم، اگر« زن» باشد

نه که تنها تن و مانکن باشد

نه فقط غمزه ی  لیلی دارد

یک جهان ثروت ملی دارد

زن ایرانی اگر بر می گشت

عصربد  مشرق دیگر می گشت ...


 پشت هرمردموفق...دیدی؟

 من موفق نشدم...فهمیدی!؟ *

..........................................................................................                                                                                                                                                         


*البته چنانکه در آغاز هم اشاره شد؛ اخیرا به لطف خدا، و از مدد بخت کارساز، من هم موفق شده ام.




***

زن نه بازار و بزک کم دارد

دلِ حوا  سرِ آدم دارد

ما اگر کاملا آدم بودیم

فکرِ آزادیِ با هم بودیم

زن گل است این دل اگر دل باشد

گل نباید همه جا  وِل باشد

این که هفتاد قلم می خواهد

شهربانوست، حرم می خواهد

حرمش باش حرامش نکنند

مرغ عشق است به دامش نکنند ...



***

پیشتر نیز خطا می کردیم

به زنان باز جفا می کردیم

سطح اندیشه که پایین تر بود

زن گرفتار تر از شوهر بود

مرد اگر هر شر و شوری می کرد

زن فقط سنگ صبوری می کرد

مرد اگر دغدغه اش «کار» اش بود

زندگی بر سر زن بارَش بود

مادران شمع شبستان بودند

چقدَر مثل شهیدان بودند

گرچه دین بوسه زَدَستش بر دست

زندگی پینه به دستش می بست..


حال، از این ورِ بام افتادیم

حق زن را کف دستش دادیم!

عصر ما مدعیِ زن شده است

زن چراغش ـ بله ـ روشن شده است

شهر و بازار، چراغان از زن

خانه ها شام غریبان از زن

عصر آزادی زن شد دیگر

و اصالت به بدن شد دیگر

زن عروسک شد و مامانی شد

راه افتاد وخیابانی شد


عصر ما عصر مزخرف شده است

زن فقط آلت مصرف شده است

عصر پرمصرفی و شیکی شد

زن عمل کرد و پلاستیکی شد

خوب بازار عمل هم داغ است

وای بر هرکه دماغش چاق است


زن،«به روز»آمد وشب شد روزم

برو پروانه، خودم می سـوزم ...


آه بانو 2


عصر دلسردی و قهر آمده است

مهد کودک پُرِ شهر آمده است

خانه ها کلبه ی احزان شده اند

سالمندان چو غریبان شده اند

جای بی بی همه  سی دی داریم

تربیت های جدیدی داریم


برکت خانه ی  ما بی بی بود

رونق زندگی از نی نی بود

زن که از خانه روان شد دیگر

زندگی برگ خزان شد دیگر

همه گم کرده ی چیزی شده اند

ناخودآگاهِ غریزی شده اند

هرکسی در به درِ چیزی شد

دوره ی دوری و پاییزی شد ...   

***

نیم زن دغدغه ی  مادری است

باقی اش دلبری و همسری است

ما به آن نیمه جفاها کردیم

راه بر نیمه شدن وا کردیم

زن که در مادری اش لک برداشت

همه ی فلسفه اش شک برداشت

چون که آن دغدغه را از کف داد

لا اقـــــل نیمِ بهایش افتاد

عصر نامادرِ بد همسری است

صِرف مصرف گری و دلبری است

خسته از نی نی و نِق نِق شده اند

خودشان آینه ی  دق شده اند

زن فقط آینه را می فهمد

نازو بازار و ...چه ها می فهمد!


ای زنان گنج نهان در بدنید

اینقدر چوب حراجش نزنید 

ای که در آینه ها می گردی

آه، گنجی ست که خود گم کردی

نه فقط  صورت ماهی داری

گنج پنهانِ الـــــهی داری

اصل و نسل همه از دامن کیست؟

روح تاریخ بشر در تن کیست؟

کیست مسئول عواطف؟ مادر

حلقه ی وصل طوایف: مـــــادر   


     ادامه درصفحه بعد


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 

شاعران خوب ادب می کردند

از زنان نام نمی آوردند

زن که اسطوره ی  هر دیوان بود

در تپش های غزل پنهان بود

نام زن کی به غزل می گفتند؟

به دو صد پرده مَثل می گفتند

تا حرم نشکند از هر خاتون

شهره  لیلا شد و رسوا  مجنون

نه که این غیبت بانو می شد

باعث هیبتِ بانو می شد

زن چرا این همه ارزان باشد؟

دیدنش بر همه آسان باشد؟

سرگِران چون گُلِ نرگس خوب است

متکبر چو «پِرَنسِس» خوب است

نکند مثل عروسک باشی

اهل زیباییِ کوچک باشی

مثل انگشت نماها  نشوی!

عسلم! سینیِ حلوا نشوی!

سکه ی  دلبری ارزان نشود!

همه اش خرج خیابان نشود !

عشق درپرده نهانش زیباست

عاشقی با ضربانش زیباست..


عصر ما چون ادبِ عشق شکست

غزلش عین خداحافظی  است

*** 

نه که زن خانه نشین باید کرد

بل در این حلقه نگین باید کرد

زن نگین است و چو گل خندان است

مرد چون حلقه و چون گلدان است

گو تو گل باش که ما گلدانیم

 

رسم قوّام شدن  می دانیم

 ***

 

 
 ما نگفتیم زنان سر باشند

سخن این بود که «همسر» باشند

بس کن این حرف بد تکراری:

مردسالاری و زن سالاری

مکتب عشق اگر هست اینجا

چه کسی هست  فرودَست اینجا؟

مرد با زن چه تفارق دارند؟

شمع و پروانه توافق دارند

عشق چون رهبر دلها باشد 

راهبرد همه لیلا باشد

همه امروز تلاطم دارند

عاشقان خوب تفاهم دارند

تا که هرکس به سرش یک سوداست

نرخ آمار جدایی بالاست

همه گر یک سر و سودا بشوند،

همه گر عاشقِ والآ بشوند

مشکلات همه حل خواهد شد

زندگی مثل عسل خواهد  شد


آه بانو 3


قومی از نقد جهان ترسیدند

مصلحت یکسره در این دیدند

که زن از خانه روان باید کرد

فکر اوضاع جهان باید کرد

تا نگویند که "استبداد است!"

تا بگویند که "زن آزاداست!"

زن به کار آمد و بازاری شد

بعد دیدیم که  ابزاری شد

واقعا ارزش زن را دیدیم

«زن گل است» و چقدَر گل چیدیم!


زن که یک ثروت ملی بوده

پی صنّار چرا فرسوده؟

این به حکم خرد است؟ این دین است؟

واقعا ارزش بانو این است؟

عصر من دین مرا عصری کرد

نه زنش زن شد و نه مردش مَرد

دینشان «دِرهمِ» شان شد دیگر

صبح تا شب کم شان شد دیگر

کس دل شاد ندارد حالا

وقت آزاد ندارد حالا

همه سرگرم و دل از هم سردند

پشت هم را همه خالی کردند


دین و دینار که غاتی بشوند

مرد و زن نیز رُباتی بشوند

ارتباطاتِ رُباتیک است این

حاصل عصرِ« پِراتیک» است این

همه جا صرفه و مصرف اصل است

این تمدن به چه دیگر وصل است؟

آن جهانی که از آن ترسیدیم

«من غلط کردم» شان نشنیدیم؟!

***

نه ز بحران تمدن جَستیم

روی در زاویه ی  بن بستیم

دیر یا زود عیان خواهد شد

بعد از این مهر، خزان خواهد شد

پیری از چهره شناسند و چروک

نسل ما را تو ببین سبک و سلوک!

نسل ما میل تجرد دارد

چه کسی حال تعهد دارد؟


عصر دنیای مجازی شده است

«عشق»هم مسخره بازی شده است

دختر ارزان شد و مهریّه گران

تو خودت معنیِ این قصه بخوان!

ای قلم بشکنی ان شاءالله

برسان مرگ مرا یاالله ...


ما پر از زمزمه ی پاییزیم

برگ مان را خودمان می ریزیم

ما به جمعیت خود خندیدیم

ناگهان پیریِ آن را دیدیم

عصر دلسردی و کم پیوندی است

عصر پاییزیِ تک فرزندی است

نسل ما«خاله» ندارد فردا

ایل و دنباله ندارد فردا

عصر بی آیِشِ سرماکیش است

نکند فصل دِرو در پیش است؟!






 ***


گرچه بن بست جهان است اینجا

راه ما « مادر»مان است اینجا

آی مادر که تو را گم کردیم

ما به دامان تو بر می گردیم

ما کویریم ـ غروبی پر درد

مادر ای چشمه ی خوبی، برگرد

ما سرِ ترک لجاجت داریم

ما به دامان تو حاجت داریم

مادر ای حسّ مقدس ـ اما ...

 مضطرب حال مگردان ما را


ای که آرامش عالم بودی

ما اگر زخم، تو مرهم بودی

زن که بودی تو « سَکَن » بودی تو

کوثرِ حبِّ وطن بودی تو

رفتی ای چشمه! لجن شد دنیا

زخمِ وامانده دهن شد دنیا

رفتی وخون پیِ خون آمده است

همه جا جنگ وجنون آمده است*

نسل پرپرشدگانیم آخر

توکجا رفته ای آخرمادر؟

توکه بودی بنی آدم بودیم

همه اعضای تنِ هم بودیم

توکه رفتی همه ره کج کردند

همگی باهمگی لج کردند

توکه رفتی چقدَربد شده ایم

همگی  ازدل هم رد شده ایم

توکه رفتی همگی دلسردند

توبیایی همه برمی گردند

                     ننه! سرمازده ما کِزکردیم

                     کی به دامان توبرمی گردیم؟..    خزان 93

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

**بر مبنای سخن خداوند متعال(سوره روم، آیه21 ) زن محور سکونت است. پس حالا اگر شاهد اینهمه ناآرامی در نهاد جهان امروز شده ایم؛ و هم اگرهرگونه هرج ومرج، یا گسیختگی روانی وخانوادگی، و فرهنگی واجتماعی پدیدار شده است؛ علت میدانی اش همین است که  محور سکونت از خانه ها به بیرون کشیده شد است.

 

 


                                               


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره:

1.درمورد زیارت عاشورا زیاد می پرسند. در همین وبلاگ هم چندین بار پرسش های مشابهی مطرح شده است. اکنون به برخی پرسشگران عزیز وعده دادم که مطالبی در دراین خصوص تقدیم کنم؛ واین همان مطالب است.

2.پرسش ها وشبهات در مورد زیارت عاشورا، معمولا، حول این سه محور اند: 1.سندیت واعتبار این زیارت شریف2. فلسفه ی لعن 3. پیامدهای  منفی!

3.بحث درمورد سند این زیارت، یک بحث تخصصی ست؛ و نیازمند تسلط بر دانش رجال و درایه می باشد. درهرحال، سالیانی پیش، برخی دراین زمینه تشکیکاتی داشتند؛ و البته منشأ اصلی این تشکیکات نیز مشکل علمی و  سندی نبود؛ بلکه عمدتا نگرانی های سیاسی، یا شبهات برخی وهیابیان در ان دخیل بود که نهایتا متخصصانی چون آیة الله نجم الدین طبسی، پاسخ های حقیقتا عالمانه و قانع کننده ای دادند، و درنتیجه، همان شبهات و مناظرات، باعث آشکار شدن شدن هرچه بیشتر سندیت این زیارت شد... همچنین برای  پی بردن به اعتبار این زیارت نیز مطالبی که در صدر همین گفتار می اید کافی ست. درمورد فلسفه ی لعن هم  انشاالله در قمست های بعدی، سخنان مهم و تازه ای خواهیم داشت. اما در پاسخ به سوال شایع سوم (پیامدهای منفی) هم مطلبی را درخاتمه ی همین نوشتار می گوییم

 

اهمیت و اعتبار ویژه ی زیارت عاشورا

غالب عالمان وعارفان بزرگ شیعه، خصوصا کسانی که در جامعه معروفیت بیشتری دارند، همواره بر این زیارت (البته با 100لعن وسلام وآداب کامل) مداومت داشته اند؛ بزرگانی چون:شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، سیدبن طاووس،عمادالدین طبری، ابن قولویه، شهید اول، شهیدثانی وشهید ثالث، شیخ انصاری، علامه حلی، علامه مجلسی، ...شیخ بهایی، میرزای قمی؛  ملافتحعلی سلطان آبادی، شیخ عباس قمی ،میرزای بزرگ شیرازی. تا بزرگان وعارفان  معاصر همچون:آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیة الله بروجردی، آیة الله غروی اصفهانی(کمپانی)مرحوم قاضی، مرحوم شاه ابادی (استاد اخلاق امام)، علامه طباطبایی،آیة الله حجت؛ آیة الله میلانی؛ امام خمینی، آیة الله بهجت، شهیددستغیب، مرحوم دولابی، مرحوم خیاط و بسیاری دیگر (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین)[1]... آری، به توصیه ی امام محمد باقر علیه السلام که فرمودند:«سعی کن همواره به این زیارت متعهد باشی، و اگر می توانی هیچ گاه این زیارت را ترک مکن!» اکثر بزرگان شیعه نیز همواره تعهد ومراقبت ویژه ای بر انجام ان داشته اند.

 سرّ ستاره ها!

چندین سال پیش، پژوهش مفصلی را در بیوگرافی معاریف شیعه انجام دادم. یعنی سعی کردم تمام  بزرگانی که درتاریخ تشیع، درهر زمینه، مثل فقه و فلسفه وعرفان و شعر وغیره، خوش درخشیده اند، و درواقع جزو ستاره های آسمان تشیع شده اند؛ در مورد آنان مطالعه وتتبع کنم؛ و هدفم از این پژوهش نیز حل یک معما و رسیدن به پاسخ این سوال بود که: چرا    باوجود اینکه در هرزمان و درهررشته ای بزرگان زیادی وجود دارند، اما تنها بعضی از ان ها درخشش و جلوه ی مخصوصی پیدا کرده وبه اصطلاح" گل می کنند" و چهره ی انان در تاریخ ماندگار می شود؟! ما واقعا در فقه وفلسفه و حتی درشعر و سایر حوزه ها خیلی بزرگانی داشته ایم که از لحاظ تخصص، هیچ کمتر از مشاهیر نبوده اند، حتی برخی بزرگان گمنام داریم که از برخی مشاهیر زمان خودشان حقیقتا تخصص و عمق علمی بیشتری داشته اند؛ اما واقعا چطور می شود که بعضی ها، یک سلطان و محبوبیت علیحده ای پیدا می کنند و آثار وبرکات وجودی شان طعم و تاثیر به خصوصی دارد؟ راز این مطلب چیست؟ کسی که تاریخ دانشمندان و بزرگان تاریخ را دقیق خوانده باشد با این معما مواجه خواهد شد. به هر حال در خصوص بزرگان تاریخ تشیع، یک نکته ی جالبی که پیداکردم این بود که:

یک وجه مشترک اکثر کسانی که در سپهر معنویت شیعه، درخشش جاودانه پیدا کرده اند در مواظبت آنان بر همین زیارت عاشورا بوده است!

یعنی وقتی زندگی نامه ی اکثر معاریف شیعه را می خواندم می دیدیم تمام این بزرگان، به طرز ویژه ای نسبت به اجرای کامل زیارت عاشورا(باصدلعن وصدسلام) مراقیت می کرده اند! فهرستی که در مطلب قبلی آوردم، صرفا نام برخی از این بزرگانی ست که تازه این بنده توانستم آن ها را پیدا کنم...   

راز مطلب این است:

درپی نتیجه ی فوق، گفتم بروم در خود زیارت عاشورا دقت کنم ببینم آخر چه سرّی در ان نهفته است؟! و نهایتا یکی از اسرار آن را در ضمن این نکات یافتم ـ دقت بفرمایید:

1.اگر در سلسه ی سند زیارت عاشورا دقت کنید، می بینید که این زیارت هم مثل حدیث "سلسلة الذهب"، دارای این امتیاز فوق العاده است که: حداقل هفت معصوم، به اضافه ی جناب جبرئیل،  همگی جزو  راویان آن هستند. پس سند اصلی این زیارت، سرشار از تقدس و کرامت بوده، واز پشتوانه ی معنوی کم نظیری برخوردار است:

امام صادق از امام باقر از امام سجاد از امام حسن و امام حسین، از امام علی، از حضرت محمد مصطفی صلواة الله وسلامه علیهم اجمعین، از جبرائیل، از حضرت احدیت جل وعلا.   البته معصومان دیگر، از جمله امام هادی علیه السلام وامام مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز به طور جداگانه در خصوص اهمیت و روش انجام آن روایاتی دارند، که این نیز مزید بر تقدس و اهمیت این زیارت است.  پس نکته ی اول این شد که : این زیارت، یک "حدیث قدسی" ست؛ از آسمان نازل شده است؛ مصدر آن خود خداوند، و راوایان اولیه ی آن نیز همگی معصومان اند. 

2.مطلب دیگر اینکه: حدیث قدسی زیارت عاشورا مشتمل بر دو بخش است: یکی خود متن زیارت، ودیگری ضمانت نامه ای که در ذیل آن از خداوند متعال  برای خوانندگان این زیارت نوشته شده است. این ضمانت نامه، طولانی ست و مفاد متعددی دارد؛ یکی از مفاد آن این است که: «هرکس براین زیارت مراقبت کند، به هرکجا که بخواهد می رسد، اگرچه مقصد مورد نظرش بسیار بلند و دست نایافتنی بنماید!»(درخود مفاتیح الجنان هم برخی از مفاد یادشده آمده است)

3. همچنین هریک از این معصومان علیهم السلام، گذشته از آنکه راوی این زیارت اند؛ خودشان هم به طور جداگانه، همان ضمانت نامه را امضا و تاکید فرموده وهمگی سوگند یاد کرده اند، که حتما چنین خواهد شد!

4. حال، نکته ی اصلی، در یکی دیگر از مفاد آن ضمانت نامه است که: خداوند وتمام راویان معصوم این زیارت، سوگند یاد کرده اند: «هرکس به این برنامه تعهد و مراقبت داشته باشد، تمام دعاهای این زیارت در مورد او مستجاب خواهد شد!» این یعنی انکه: مثلا وقتی در این زیارت مقدس، از خداوند متعال می خواهید:«اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد ومماتی ممات محمد وآل محمد» بدون هیچ شک وتردیدی زندگی و مرگ شما از جنس زندگی و مرگ اهلبیت علیهم السلام خواهد شد؛ و چه بسا گوشت وپوست وخون شما از جنس خاندان عصمت و طهارت شود(چنانکه در احادیث طینت نیز به این مطلب تصریح شده است)بنابراین اگر می شنویم : کسانی که اهل زیارت عاشورا بوده اند جسدشان در قبر نپوسیده است[2] دیگر نباید تعجب کنیم؛ چون یک خاصیت ممات اهل بیت علیهم السلام همین است که بدن های مطهر شان بعد از رحلت نیز سالم می ماند. 

5.یکی دیگر از دعاهای زیارت عاشورا، که معمای مورد نظر ما را حل می کند، این است:«اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا والاخرة» یعنی خداوندا مرا به اعتبار حسین علیه السلام، در نزد خودت، در دنیا وآخرت آبرومند بفرما. "وجیها" یعنی آبرومند، صاحب چهره ی معتبر . حال کسی که در نزد خدا و به اعتبار حسین علیه السلام ، آبرومند دنیا واخرت باشد، طبیعتا در آسمان معنویت نیز ستاره ی درخشانی خواهد شد؛ واین همان "مقام محمود" است که ویژه ی انبیا و اولیای الهی ست؛ و  ازقضا در همین زیارت قدسی نیز از خداوند متعال، نیل به آن مقام منیع ومحمود را طلب می کنیم :« و ان یبلغنی المقام المحمود عندکم»  یادمان باشد: کسی که همواره متعهد و مراقب این زیارت بوده، و در هرروز این زیارت را با صدلعن وسلام و اداب کامل انجام می دهد؛ بنابر تضمین وسوگند خداوند و معصومان علیهم السلام، تمام فقرات این دعا،حتما وبدون هیچ شک وتردیدی درمورد او مستجاب است.

پیامدهای منفی!(؟)

اما در مورد این پرسش که چند سالی ست به بیان های مختلف می پرسند و مثلا می گویند:

می گویند  زیارت عاشورا سنگین است! می گویند خطرناک است! می گویند همه کس نباید انجام دهند! می گویند زیارت عاشورا چوب دارد!.... انشاالله در قسمت های بعدی، مبنای اصلی این گونه پرسش ها را توضیح خواهیم داد؛ اما در این جا همین نکته ی عملی را عرض کنم :

روش مخصوصی برای ختم زیارت عاشورا، از آیة الله بروجردی اعلی الله مقامه نقل شده، و  برخی از عرفای معاصر( مثل آیة الله حق شناس و آیة الله مجتهدی  ره) نیز به طور جدی آن را تبلیغ می کردند[3]. حال اگر زیارت را دقیقا به همان روش بخوانید انشاالله هیچ گونه مشکلی به وجود نخواهد آمد ـ خاطرتان جمع باشد..گذشته از آنکه معروف است: هرکس بر انجام این برنامه موفق شود؛ انشاالله نتیجه ای در حد معجزه خواهد گرفت. البته برخی دریک چهله، وبر خی نیز طی دو یا سه چهله یا بیشتر، و نهایتا طی یکسال(معمولا) به نتیجه ی مورد نظر رسیده اند. همچنین می گویند آیة الله حقشناس مکررا می گفتند:" هرکس نتیجه نگرفت بیاید خودم برای او می گیرم" (برخی اهل ذکر هم بر این باورند که این روش ختم از امام عصر صلواة الله علیه صادر شده است)..اما آنچه در درجه ی نخست اهمیت قرار دارد، رعایت دقیق و موبه موی شرایط و آداب این برنامه است، که همه کس موفق برآن نمی شوند.

یک پرسش از شما!

باتوجه به آنچه گفته شد، از نظر شما بهترین ارمغان زیارت عاشورا برای کسی که مداومت برآن داشته باشد چیست؟ و به بیان دیگر: از نظر شما بهترین دعای زیارت عاشورا در کدام یک از فقرات آن است؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.بسیاری از این معاریف را در کتاب"طرحی نو در زیارت عاشورا" نگاشته ی نجم الدین طبسی، و همچنین در منابعی که در پاورقی بعدی معرفی می کنیم نام برده اند

2. کتاب های متعددی در این زمینه نوشته شده است؛ از جمله: اجساد جاویدان؛ و" کرامات الحسینیه؛ و کرامات زیارت عاشورا

 3.این روش را در آدرس های مختلفی از جمله این منبع می توانید فرابگیرید. منتهی کمی با دقت مطالعه بفرمایید:

https://telegram.me/joinchat/A7rcUz51o6yMyEhoda2qJw


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

سیمرغ عطار رمز ظهور است/ تک تک محبان، مثل خرده خرده های طلا هستند؛ اگر جمع شوند گنج می شوند/ هزاران تکه ابر درآسمان اگر پاره پاره باشند بارانی درنمی گیرد اما اگر به هم بپیوندند باران  رحمت الهی می بارد. بله رمز ظهور امام به همین سادگی ست. چنانکه خودشان فرمودند:

«اگر شیعیان ما بر محور "وفای به عهد" ، "اتحادقلوب" پیدا می کردند هیچ تاخیری در ملاقات ما به وجود نمی آمد! وسعادت دیدار ما سراسیمه! به سوی آنان می شتافت؛ آن هم درحالی که به حق معرفت و صدق واقعی راه پیدا کرده اند!! »

حال چه کنیم؟

اولین کاری که می توانیم بکنیم این است که روی همین جملات بالا خوب فکر کنیم. این آدرس ظهور است؛ وقتی به آدم آدرس می دهند اولین کاری که می کند حواسش را شش دانگ روی همان نشانه ها متمرکز می کند . چون یک اشتباه کوچک، مسیر انسان را به ناکجاآباد می کشاند. پس بیایید روی همین نشانه ها کمی فکر کنیم

 بدون شک اگر  همه دوستان در شهرهای مختلف، دور هم جمع شویم و«حلقه های محبت» را بر محور همین دو مطالبه ی امام (:وفای به عهد ـ اتحاد قلوب)تشکیل دهیم؛ و انگاه  پس از پژوهش و تحقیق جدی، الزامات آن را به اصول راهبردی و مرامنامه ی خود تبدیل کنیم؛ دراین صورت، مطمأن باشید که اولا خود امام عقول وقلوب ما را هدایت می کنند و به نتیجه های درخشانی خواهیم رسید؛ ثانیا اگر روی نتیجه هایی که به دست می آید، حقیقتا و با اخلاص  جدی پایداری کنیم به مراتب عالیه ی عرفان عملی وبه مقام صدیقین خواهیم رسید چنانکه در پایان جمله ی امام نیز این وعده داده شده است. 

یک راهنمایی 

اگر یک نخ از پیراهن مبارک امام به شما بدهند چطور با آن رفتار می کنید؟ دقیقا همان طور، وبلکه بسیار بهتر از آن باید با دوستان امام زمان رفتار کنیم. هرکدام از ما باید برادر مهدوی مان را دقیقا مثل فرزند امام بدانیم. فکرش را بکنید! اگر دوست شما فرزند خود حجة بن الحسن علیه السلام باشد! با او چطور رفتار می کنید؟ برای او چکار می کنید؟...آری اگر واقعا تشنه و طالب خدمت به امام هستیم، از این لحظه به بعد نگاه و رفتارمان به همدیگر می بایست سرشار از محبت و تقدس باشد. همدیگر را  واقعا(واقعا!) مقدس بدانیم چون قلبی که محبت امام مهدی در آن باشد درواقع پاره ای از تن مطهر امام و پرتوی از خورشید مقدس ان حضرت است.

وقتی دست ارادت به سوی امام دراز می کنیم وادعای محبت و چاکری می کنیم، مسلما باید آزمون پس بدهیم. یکی از اولین آزمون ها هم همین است که ببینند با دوستان مهدوی خودمان چطور معامله می کنیم؟ نسبت به مشکلات آ ن ها چقدر تعهد داریم؟(لیبتلی بعضکم ببعض!)ما اگر نتوانیم تعهد ومحبت لازم نسبت به  دوست امام داشته باشیم، یقینا نسبت به خود آن حضرت هم  وفای به عهد، و صدق ومعرفت لازم را نتوانیم داشت(: اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم!) این راز و آزمون مهمی ست که در روایات متعددی هم بیان شده است ...

حاصل آنکه :

ایثار، مواسات، مؤاخات، مصافات...این ها کلید های ظهور انفسی وآفاقی امام است والبته از سخت ترین گردنه های این راه هم همین رعایت حقوق برادران دینی ست که طبق روایت ابن مهزیار(در تشرف معروف)، یکی از علل دوری گزیدن امام مهدی از شیعیان نیز در همین بی توجهی ما به حقوق برادران دینی ست.قرآن کریم هم میفرماید«انماالمومنون اخوة» کلمه ی"انما" به اصطلاح از "اداة حصر" است. یعنی اگر ما  واقعا باهمدیگر برادر نباشیم واقعا مومن نیستیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عزیزان! حرف بسیار است. امثال بنده هم همگی معمولا آماده ی حرف زدن هستیم...  وقت تنگ است، درنگمان خیلی طولانی شده،  ازخدا بخواهید فردا شرمنده ی امام نشویم. راستی ما برای امام حی خود کاری نکرده ایم، الان هم که بعداز قرن ها به فکر افتاده ایم؛ معمولا حرص حرف زدن داریم؛ یعنی دراینجا هم به نوعی دیگر دنبال هواها ومطالبات  نفس خودمان هستیم.(امام واقعا غریب است)... مطالبات امام را باید شعار اصلی خودمان قرار دهیم:«لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا ولتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفة وصدقا منهم..»

ضمنا یک فایده ی 1000صلوات دوستان  در هرروز هم در همین است که زمینه ی وحدت قلوبشان را هموار می کند(وحدت ذکر ←وحدت فکر← وحدت قلوب)


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

    «نهضت صلوات برای ظهور »
    یکی از اولیای الهی، به نام مرحوم" قدرت الله لطیفی"، که تشرفات او خدمت امام زمان علیه السلام، برای چندین تن از مراجع تقلید (از جمله برای امام راحل، آیة الله وحید وآیة الله صافی) ثابت شده، معتقدند: کسی که روزی 1000صلوات در هرروز نفرستد نمی تواند شیعه بشود!( یعنی نهایتا در درجات محبت می ماند .)حال، مفهوم مخالف این جمله این است که: " هرکس توفیق بر فرستادن هرروز هزار صلوات پیدا کند، انشاالله به مرتبه ی شیعیان حقیقی خواهد رسید؛ یعنی به مرتبه ی سلمان وابوذر وامثالهم!


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)