سفارش تبلیغ
پیشنهاد نام دامنه هاست ایران

مهدی مشکات ـ شعرونظر

ان  اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

نتیجه تصویری برای محرم

 

بازنشر

 

بیا هلال محــــرم دمید، گریه کنیم

به زیر بیرق شاه شـــــــهید گریه کنیم

 

بس است اینهمه یکسال، سیر خندیدیم

یکی دوماه بیا تا شدید گریه کنیم

 

به داغهای خداوندگار غم ـ زینب 

که گریه کردن او کس ندید گریه کنیم*

 

برای حجله ء قاسم ، عمو، رباب ... همه

به سرخ وسبز وکبود وسپید گریه کنیم 

 

به یاد دخترک تشنه، پابرهنه، یتیم

که روی خار بیابان دوید گریه کنیم 

 

وبرگلوی علی اصغر شهیدی که

 بجای شیر، سنان را مکید گریه کنیم

 

علی الخصوص برآن ساعتی که شاه شهید

شد از برادر خود ناامید گریه کنیم

 

وخاک بر سر دنیا کنیم اگر نتوان 

به کاکلی که به خون در تپید گریه کنیم

 

خدا نیاورد آن روز را که نتوانیم 

ازآنچه بر سر مولا رسید گریه کنیم 

 

جدید می شود این اشک ها ـ خدارا شکر

برای آنکه همیشه جـــــــــدید گریه کنیم

 

«سری به نیزه بلنداست و» خوب می دانیم

چگونه قصه که اینجا رسید گریه کنیم 

 

***

بیا به غربت خورشید غایب از نظری

 که خون زمشرق چشمش چکید گریه کنیم...

 

                         هزار ویکصد وهفتاد وچند سال گذشت 

                          کسی برای تو آیا شنید گریه کنیم؟  


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 

بازنشر

باتبریک ایام وصال مولاناامیرالمومنین وحضرت صدیقه ء طاهره صلوات الله علیهما، 

تقدیم به همسران همسفر

 

                                    این ملَــکاتِ کلمات من است

                                     این سَکَراتِ صلواتِ من است

 

برای جشن عروسی حضرت زهرا صلواة الله وسلامه علیها

         ***

 شب ، شب وصل شه و شهزاده است

آینه در آینه افتاده است

 

حلقه ء منظومه به دستانشان

عِقد ثریا به گریبانشان

 

حلقه بگوشان همه در هلهله

هفت فلک «امرأةُ السِّلسله»

 

بزم طرب هر طرف آراسته

کِلکِله در ارض و سما خاسته

 

لاله به شاباش، عرق ریخته

گل به نکوباش، ورق ریخته

 

خاک زمین، عرش معلّا شده

جنت فردوس مُحلّا شده

 

حور و پری سربه‌سر و پربه‌پر

سُندس و استبرق و ململ به بَر

 

بر سر هر گل طبقات جهاز

در پیِ خاتونِ چمن، سر فراز

 

صبح سپیداب و سحر وسمه‌کوب

آینه ء ماه به دست غروب

 

کوری چشم زغنِ لب‌گزان

تیره ء نرگس همه چشمک زنان

 

سوره ء مریم به گل آموختند

حسرت یوسفْ به دلان، سوختند

 

دلشدگان، می‌‌زدگان مستْ مست

رگ‌زدگان، پنجه حنا،‌ دستْ دست

 

خال لب و آتش لعل بتان

مجمر اسپندِ عروسی‌کنان

 

دامن شاباشیِ این ژاله‌ها

یال عرق کردة آلاله‌ها

 

سرزده از شیشه ء گلهای رنگ

نیم‌‌‌تنه ، پیکرحورانِ شنگ

 

بادصبا مشک‌فشان لب گرفت

گونه ء گلنار ببین! تب گرفت

 

سبزه و آیینه تضایف کنید

مغبچگان! باده تعارف کنید

 

لاله‌وشان، باده کشان آمدند

لشکر کبّاده‌کشان آمدند

 

نارونان، طُرّه‌کشان ، پیچ پیچ

پایْ‌وران ، دسته ء سروان ،بسیچ

 

نعل در آتش زده چونان حَرون

هنگِ شقایق عقب نسترون

 

افسرگل در پی شمشاد، شاد

بوسه به سر دوشیِ داماد داد

 

لاله کمر بسته، چنان سرمه‌دان

غنچه لب آورده برای دهان

 

لُعبَتکان نذرِ نباتی دهند

باده ء نابِ  صلواتی دهند

 

ژاله به دامان گل و در مثل:

مریمِ عذرای مسیحا بغل

 

شاخه ء شمشاد ،صلا می‌کند

نرگس مخمور ،حیا می‌کند

 

سروِ قدافراشتگان ،ساقدوش

سنبلِ پاکیزه‌تنان ، پایجوش

 

مطربَکان دست برافراشتند

لاله‌رخان مقنعه برداشتند

 

بلبل و دستان به طریق سپند

بوسه ء دزدانه به گل می‌زنند

 

گلشکر لعل بت می فروش

بُرده قرار از دل و از جوش، هوش

 

آخته از دشت زهر سو، گلی

تافته هر کس به برِ سوگلی

 

هر که دلی داشت به کاری گرفت

تُنگ شرابی و کناری گرفت

 

تا به سر  اِکلیلِ هُمایی زنند

هر مَلکی پر به هوایی زنند

 

چرخ و فلک غرق شهابند و نور

رقص زمین، رقص زمان، رقص نور

 

خاک، سبَق برده ز عنبر مگر

خامه رمق خورده ز شکّر مگر؟

 

این چه هوایی ست که دم می‌زند

شعله به صحرای عدم می‌زند

 

پنجره ء غیب، ورودی شده

حالت عشاق، شهودی شده

 

سروِ به پاخاسته مشّائی است

لاله ء اشراق، تماشایی است

 

خالِ که و حبّه ء افیونِ کیست

بید، در این همهمه مجنون کیست؟

 

پرچم مجنون، دلِ بیدم گرفت

لرزه بر اندام شهیدم گرفت

 

فصل دل و فصل گل سوسن است

فصل ظهور است دلم روشن است

 

غلغل اِسپَرغمِ وحشی‌ست این

جشن بهشتی‌‌ست مگو چیست این

 

این ملَکاتِ کلمات من است

این سَکرات صلوات من است

 

کور شوم لال شوم کرشوی

گر که مجازی بوَد این مثنوی

 

باده ء شعر از حرم آورده‌اند

میکده‌ها نیز کم آورده‌اند

 

وسمه به ابروی، کشیدند باز

بند دلم را ببریدند باز

 

قهقهه ء کبک، سکوتم شکست

خنده ء مینا، ملکوتم شکست

 

چشم دلم، وهْمِ تشرّف گرفت

وصله ء گل، دامن یوسف گرفت

 

یوسف گل‌پیرهنان، یاعلی

خسرو شیرین‌سخنان، یاعلی

 

ای لب تو معدن قند و شکر

خال تو سودای نخیل نظر

 

خال تو بر لعل تو ،مَک می‌زند

بر جگر لاله نمک می‌زند

 

مدح تو گفتن همه رنج است و بس

بلبل طبعم تو ببین در قفس!

 

باده ء شعرم عرقی بیش نیست

جز ورقی تحفه ء درویش چیست؟

 

کِلک مرا جوهر اعجاز کو؟

ناطقه ء حافظ شیراز کو؟

 

دست  بشویم دگر از این هوس

حاصل من «دست و ترنج» است و بس

 

این‌همه گل گویم و غلغل کنم

بو که جلال تو تحمل کنم

 

سوز جگر  تا نزند آتشم

باده ء اشعار طَری می‌کشم

 

باده ولی داغ ترم می‌کند

گل‌به‌گلی ، شعله‌ورم می‌کند

 

این همه گفتیم و نگفتیم هیچ

ذرّه کجا  و  شَهِ گردون‌بسیچ

 

نزد عسل، عرضه ء شکّر چرا

خیمه به صحرای غضنفر چرا؟

 

تا که مگر در نظرت گل کنم

چاره همان به، که تغافل کنم!...

 

هلهله این جشنِ گلِ مطلق است

در تب عشقم، هذیانم حق است

 

جشن چمن، جشن دَمن، جشن باغ

جشن چراغانی گلهای داغ

 

عقرب شب از قمر انداختند

برقع مهتاب برانداختند

 

کوکب سعد از پی رخشندگی

آمده بر موکب فرخندگی

 

می‌‌شکفد پنجه ء مریم، گریب

می‌شکند جادوی «کفّ الخضیب»  /کف الخضیب :نمادفلکیِ فراق

 

طالع زرّین عروس پگاه

سرزده از حجله ء مشرق چو ماه

 

چتر سپید سحری بر سرش

تسمه ء زرّینْ‌کمری در برش

 

شامِ عزادار ،کفن کرده صبح

پیرهن بخت به تن کرده صبح

 

گوهر تسبیحِ که بگسیختند

نُقل کواکب به زمین ریختند؟

 

خوشه ء الماس تراشیده‌اند

یا گلِ زوفاست که پاشیده‌اند؟

 

غرق شقایق چمن آذین ببین

دست برآور، گلِ  " آمین " بچین

 

حضرت داماد و عروس آمدند

شادی ایشان صلواتی بلند!

 

ناز عروسی که نماید جلوس

حامل عرش آمده بر پایْ ‌بوس

 

در صف سبّوحگران ،جبرئیل

از  طرف محضرِ «نعم‌الوکیل»

 

عاقد این وصلِ الهی شده

شاهد آیینه ء شاهی شده

 

مرغ سحر «صبّحک الله» گو

سنبل تر «طیّبک الله» گو

 

آینه در آینه انگیختند

باده ء وحدت به سبو ریختند

 

غنچه ء محجوبه چه گل کرده است

روی در آیینه ء کلّ کرده است

 

داغ حنا می‌دمد از گونه‌اش

هُرم حیا از نفس پونه‌اش

 

تاکه بچیند گل باغ «بلی»

«زیرْزبانی» بده یا مرتضی

 

مُشتلق باد صبا را بده

شیرخدا «شیربها» را بده

 

ششدره ء بخت به فرزین بزن

چرخ زره پوش به «کابین» بزن

 

تا که بسایند سر نوعروس

شاخه ء قندِ قلمت را ببوس

 

ای لب تو بین کلامت شکر

خال تو اسپند و حدیثت شرر

 

خطبه بخوان تا خُمشان «أَلَست»

جام بلی دست بگیرند

 

صاعقه در جان خلایق بزن

شقشقه در خون شقایق بزن

 

روشنی چشم به ابرو بگو

شیشه ء غم بشکن و یاهو بگو..

                                              1378 /  خاک آستان، مهدی مشکات 

 

ا 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

ببین! دوباره صدایی عجیب می ­آید

"فریب"؟!.. نه!.. نه!.. عجیب و غریب می  ­آید

 

عجیب مثل سپیده، غریب عین غروب

بلی! به فاصله ی یک فریب می ­آید

 

گرفته است مرا این صدا ـ صدای عجیب

و رفته رفته به سوی گریب* می­ آید             

 

همیشه فاصله ی سنگ و شیشه حساس است

ولی صدای شکســــــتن، نجیب می ­آید

 

فقط خدا نکند لحظه ی بلوغ نسیم

کسی صدا کند: «اما لهیب می­ آید!»

 

لهیب هم که بیاید، خلیل، نستوه است

میان آتش گل، عندلیب می ­آید

 

بلی، ستاره ی سرخ غروب می­ گوید:

صدای پای صلیب عنقریب می­ آید

 

و فکر کن که خدا طرح تازه ­ای دارد:

درخت سیب به جای صلیب می­ آید!


هوا، مسیح، سپیده، سلام... می­ بینی؟

نفس نفس گُلِ «امّن یجیب» می­ آید

 

ببین ستاره ی سرخ غروب نزدیک است

و آن که از نفسش عطر سیب می ­آید

..........................................................

گریب: گریبان 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 

 

ما عشق را، ما عشق را باور نکردیم

ما را صدا کردند و ما باور نکردیم

 

فریادها گل کرد و ما خاموشْ سنگان

پژواک ها را پس چرا باور نکردیم؟

 

خون می چکید از نافة پاک غزالان

آلاله ها گفتند و ما باور نکردیم

 

گفتند و گفتند و هزاران بار گفتند

یک بار، یک بار،  ای خدا باور نکردیم

 

هر شب چراغانِ شقایق بود این دشت

ما سرخ را، ما سبز را باور نکردیم

 

رقص صریح شاپرک ها را در آتش

یا بی خبر بودیم یا باور نکردیم

 

دریادلان تا مشرق خورشید رفتند

دیدی دلا؟ دیدی دلا؟....باور نکردیم!

 

مارا ببخشید ای شهیدان خدایی

 

ما عشق را مثل شما باور نکردیم      1376


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله ولــلله

 

 فکر، آن باشد که بگشاید رهی        راه، آن باشد که پیش آید شهی ـ مولوی

درحوزه ی مهدویت آنقدر مطلب وجود دارد که هجوم مطالب، آدم را درمانده می کند. نمی داند از کجا شروع کند....توان و امکان توضیح بسیاری مطالب هم نیست. ضمن اینکه اصلا وادی مهدویت و ظهور، فقط وادی تفکر واندیشه نیست. وادی عمل و قدرت های معنوی ست. باید "سلطان" داشته باشی تا بتوانی کاری از پیش ببری. ازآن طرف هم  وقتی عالَم شیاطین را بشناسیم و برنامه ها وجبهه های پیچیده و نیرومند آنها را درک کنیم . وهنگامی که خواب عمیق جامعه ی جهانی، و هزاران مشکل ومانع دیگر را نگاه می کنیم، حقیقتا نوعی یأس به انسان دست می دهد.

الان حدود دو دهه است که از زاویه های مختلف، هرچه می اندیشیم ومطالعه می کنیم، و از اهل نظر سؤال می کنیم که بالاخره چگونه می شود مسیری باز شود؛ اما جبهه ی شیاطین آنقدر متراکم است آنقدر صف بندی ها جدی ست که قابل وصف وتصور نمی باشد. از آن طرف وقتی می فهمی و می شنوی که مهدی آل محمد.صلوات الله علیه. حقیقتا دست تنها وغریب است، حقیقتا غریب وخون دل است، تاب نمی آوری... بدبختی های مردم و مشکلات ومصائب جهان اسلام ومستضعفان جهان هم که خودش درد وداغ دیگری ست...

پشه ی لاغری مثل من وامثال من چه می تواند بکند؟

دردسرتان ندهم؛ از هرطرف که معادلات را نگاه می کنیم، مشکل اصلی واصل مشکل را فقط وفقط در یک چیز می بینیم: «تفرق وناهمدلی شیعه»!  کاش دوستان امام، وضعیت "مصاف" را خوب درک می کردند، ودست در دست هم می دادند. والله فرج امام و فرج همه ی بندگان خدا در همین است. خود امام مگر نفرمودند(لو ان اشیاعنا...علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد...)؟ پس دیگر منتظر چه هستیم؟! به خدا قسم خود امام هم نمی توانند کاری کنند. ما باید اقدام کنیم. این رسالت وماموریت حزب شیعه است. خود حضرت از این مسئله بسیار ناراحتند. هیچ شکی نیست که یکی از بزرگترین آرزوهای ایشان در این است که این همدلی میان شیعه بر محور فرج اتفاق بیفتد.

چه باید کرد؟

 وحدت قلبی که امام می خواهند نیازمند "وحدت فکر" است. اما وحدت فکر هم که الان 1400سال است ایجاد نشده است! بنابراین باید ابتدا یک "وحدت ذکر" ایجاد شود(فکر اگر جامد بوَد رو ذکر کن). ..یعنی گروهی از شیعیان که می خواهند به وحدت فکر برسند؛ می بایست هرروز یک ذکر واحد، با هدف وهمتی واحد داشته باشند؛ تا انشاالله  مسیرهای بنیانی وجودمان به همدیگر متصل شود؛ وخود به خود به وحدت فکری و وحدت قلبی هم برسیم. (این نکته ی مهم، و مبتنی برروانشاسی دینی دقیقی است)

کدام ذکر؟

ذکری که بخواهد درعالم اثر کند و صفوف شیاطین را پاره پاره کند، می بایست یک ذکر" جمع الجمعی" باشد؛ یعنی  بقول عرفا، جامع تمام "حضرات خَمس" باشد؛ وبه بیان دیگر: ذکری لازم است که بر تمام عوالم : ماده واثیر ودخان وملکوت وجبروت هم سیطره داشته، ومنشأ آن در لاهوت وهاهوت، و فراتر از عرش باشد. ظاهراین است که ذکر مقدس لااله الاالله  باهمه ی عظمتش اما تا عرش  بُرد دارد. پس ذکر قوی تری  لازم  است که بُرد کامل داشته باشد. این ذکر همان است که طبق آیه ی کریمه ی «ان الله وملائکته یصلون علی النبی» خود خداوند و تمام ملائکه(مقرب و غیرمقرب) هم در آن مشارکت دارند و تمام عوالم یادشده بر محور آن می چرخند؛ جز عالم دنیا[1]          

 آری بقول عارف بزرگ، آیة الله بهجت اعلی الله مقامه : دراین عالم گشتیم وگشتیم وگشتیم؛ ذکری بالاتر از صلوات نجستیم!  بی خود نیست که خود خداوند متعال در میان تمام ذکرهای موجود، این ذکر را انتخاب کرده و تمام ملائکه را هم مامور به آن ساخته است . بنابراین دقت بفرمایید که: تمام عوالم هستی برمحور انسان کامل درحرکت اند؛ اما دراین میان تنها حلقه ی مفقوده، همین عالم دنیاست. لذا خداوند از مومنان هم دعوت می کند که شما هم بیایید وبه این شبکه ی سراسری "ولایت الهی انسان کامل" بپیوندید. چون اگر این حلقه هم کامل شود، آنگاه در زمین نیز جبهه ی ولایت الهی در برابر جبهه ی ولایت شیطان پیروز خواهد شد...در پست های قبلی برخی اسرار وآثار صلوات را عرض کردیم .                                                                                                               (قرار مهدویون: روزی1000صلوات)

لطفا برای شرکت در نهضت صلوات، این دعوت را نشردهید

............................................................................

1.عالم اثیرودخان، جزو مراتب دنیا هستند. بعد از این ها، ملکوت شروع می شود؛ وبعد از آن جبروت...همه ی این عوالم(ازملکوت به بعد)تحت ولایت خداوند است جز عالم دنیا که دوقطب ولایت(اهریمنی و الهی) وجود دارد؛ وتمام گرفتاری های تاریخ بشریت نیز از همین قطب طاغوت و اهریمن است . در هرحال، خداوند متعال میزان حاکمیت ولایت الهی درزمین را به عهده ی خود انسان ها گذاشته است؛ و تحقق کامل ونهایی این ولایت نیز تنها وتنها از طریق حاکمیت خلیفة الله امکان پذیر است. هرکدام از ما به خاطر کوتاهی مان در این امر، مسئول ومعاقَب خواهیم بود؛ وآیات و روایات بسیاری بر این حقیقت دلالت و تصریح دارند. 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله.

فواید ذکر شریف صلوات که "سید اذکار" است؛ بسیار زیاد، وحقیقتا مافوق تصور وانتظار است*. در اینجا تنها دو اثر قطعی مدامت بر 1000صلوات را ـ براساس روایات مختلف ـ که به تجربه ی دیگران هم رسیده است عرض می کنم. یکی از روایات این است:«دام سروره..زید رزقه»

1.دام سروره: چنانکه امام رضا علیه الصلوة والسلام فرمودند: «زیاد صلوات فرستادن، گناهان را منهدم می کند!» بنابراین، مداومت بر این برنامه، باعث یک شستشوی اساسی در تمام لایه های درونی می شود که نخستین اثر آن، در بهجت وسرور دائمی ست. خصوصا اگر چشم و دل را هم کنترل کنیم، شادمانی اش فوق العاده است؛ به گونه ای که برای بعضی ها به محض شروع این برنامه، 99 %غم ها و گرفتاری های قلبی، مثل: عشق های مجازی و کینه ها، ونگرانی ها واسترس ها...اساسا بی معنی شده، بنیانا برطرف می شوند؛ انگار نه انگار که قبلا چنین مشکلاتی وجود داشته است. درواقع این برنامه ی معنوی، مبدأ امیال و حالات انسان را تطهیر و هدایت می کند، و یک علت تاکید بر آن نیز در همین است.(فقط مداومت خیلی مهم است)

 2. زید رزقه: روزی انسان به طور تضمین شده، سروقت وبه قدر کافی می رسد....تجربه کنید!       

 ....................................................................

*البته همان طور که قبلا هم عرض شد، سه شرط این برنامه بدین قرار است: 1.باوضوباشد2.باعلاقه ونشاط قلبی انجام شود3.مداومت بر حداقل روزی هزار صلوات حفظ شود.                                                                          

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

همکاری با خداوند متعال !

از اهل ذکری پرسیدند: راز این همه سفارش به صلوات واهمیت این ذکر شریف چیست؟" ایشان در پاسخ دقیقی گفتند: « اگر دقت کنید، هیچ کجا خداوند متعال، از انسان ها دعوت به همکاری با خودش نکرده است؛ جز در خصوص صلوات، که انسان های مومن را در کنار خودش وملائکه اش(درحلقه ی ذکر صلوات) نشانده، و همه را دعوت به این ذکر مقدس فرموده است:«ان الله وملائکته  یصلون علی النبی یا ایهاالذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما»!

چشمی بهتر از چشم برزخی!

حکایت "بانو امین" را شنیده اید؟ معروف است که ایشان را در خواب، در بهشت پرگلی دیده وپرسیده اند: آنجا چه چیز بیشتر به درد می خورد؟ ایشان در پاسخ گفته اند: «اگر می دانستم صلوات چه گنجی ست، تمام عمر صلوات می فرستادم».  بینید عزیزان، بانو امین چشم برزخی داشتند، خیلی از اولیای خدا، از جمله آیت الله ناصری سلمه الله، این را گواهی داده اند؛ اما این حکایت ونظایر بسیار آن نشان می دهند که بسیاری از حقایق عالم و اسرار آخرت را با چشم برزخی هم نمی شود دید! پس باید چشم دیگری باز کنیم.*(ن.گ:پاورقی)

حکایات مشابه:

خیلی عجیب است که گزارش هایی مثل حکایت بانو امین را دائما از ارواح مختلف دیگر هم نقل می کنند، و حتما خود شما کتاب هایی در این زمینه خوانده اید.خود این جانب هم حداقل  از سه نفر دیگر شنیده ام که هرکدام، یکی از علما یا یکی از ارواح مومن را در خواب دیده اند و همه همین را گفته اند که: دراین عالم هیچ چیز مثل صلوات اثر ندارد! یکی از آن ها مرحوم حجة الاسلام حسینی، امام جمعه ی سابق زرین شهر است که حقیقتا از مردان مرد روزگار واز عالمان عامل ومجاهد بود. ایشان هم (به نقل حجة الاسلام فرحزاد)، در عالم رویا ازشان پرسیده بودند: چه به درد آن عالم می خورد؟ درپاسخ، قریب به این مضمون گفته بودند: «هرچه می توانید صلوات بیاورید.» ...البته عرض کردم، نظیر این حکایات خیلی زیاد است، که برخی در کتاب ها ثبت شده، ومسلما صدها برابر آن نقل نشده است

حکایت بانو عزت سلطان زاده ی اصفهانی

دو سال پیش یکی از اقوام عزیز(:آقای مجید پرورش) تماس گرفت وگفت می خواهیم مسجدی را در چارباغ اصفهان تعمیر کنیم، و ازشما می خواهیم شعری برای کاشی های سردر این مسجد بسرایید که این سه ویژگی را داشته باشد:1. چون دراین مسجد فعالیت های قرآنی زیاد انجام می شود، اشاره به برنامه های قرآنی بشود2.عنایت ویژه ای از امام رضا علیه السلام در مورد این مسجد شده است وضمنا می خواهیم پرچمی از گنبد امام علیه السلام بیاوریم وبر گنبد مسجد نصب کنیم. 3.اما مطلب دیگر ، اسم خود بانی ست که می خواهیم در شعر بیاید؛ وضمنا حکایتی هم دارد (که حکایت مورد نظرماست):

نام بانی این مسجد: مرحومه" بانو عزت سلطان زاده" است؛ چند وقت قبل، ایشان به خواب یکی از مومنان می آیند و می گویند: من در اینجا مشکلاتی داشتم، اما از برکت این مسجد، که  مردم شب ها می آیند و صلوات هایی[که] می فرستند، مشکلات من هم حل شده، و موقعیتم خوب است! (یعنی از میان همه ی آن عبادات، صلوات ها زودتر از همه تاثیر خودش را گذاشته است)

 

این بنایی ست که برنامه زقـــــــرآن دارد         "فی بیوتٍ اَذِن الله"، زبنیـــــــــان دارد

قدر این خانه زفردوس برین افزون است          یک کمان فاصله تا قبّه ی رحمان  دارد

این مگر آینه ی نور علی نور خـــداست           گنبدش پرچم سلطان خراســـان دارد

                            آری از دولت این مسجد و ذکر صلوات

                           بانی اش پیش خدا عزت سلطان دارد

 

...........................................................................................

 *به نظر شما چه چشمی بهتروبینا تر از چشم  برزخی ست؟ مسلما چشم غیب، یا همان "علم غیب"، به مراتب کامل تر ودقیق تر از چشم برزخی ست. خب این چشم غیب را چطور می توان به دست آورد؟ پاسخ این است که، دراین عالم، فقط وفقط یک پنجره ی شفاف به سوی عالم غیب باز شده است، وآن هم پنجره ی قرآن کریم وروایات شریف اهلبیت علیهم السلام است! اما مشکل این است که ما هروقت سراغ این پنجره می رویم، معمولا به خود پنجره و زیبایی های ظاهری ومعنوی آن نگاه می کنیم، توجه نداریم که این کلمات آسمانی، وسیله ای برای عبور از عالم مادی به سوی عالم غیب، ودقیقا مثل نردبانی ست که هرچه تدبر و تمسک عملی به آن بیشتر کنیم، بالاتر می رویم:"اقرأ وارقأ"....                                بله دوستان، هنگامی چشم غیبی ما باز می شود که هر آیه را با تمام وجود(با تمام وجود!) گوش دهیم و سپس فورا به عمل تبدیل کنیم. وقتی عمل کردیم، پس از مدتی مقاومت بر عمل، کم کم چشم جهان بین ما باز می شود، وحقایقی که معمولا بعدازمرگ فهمیده می شود را در همین جا خودمان می فهمیم و در مواردی هم عینا می بینیم. درواقع این آیات قران واحادیث،"آدرس های اخروی" ست. اگر عمل کنیم ودنبال آدرس برویم به مقصد می رسیم. اما اگر با تمام وجود عمل نکنیم، وفقط قرآن را بخوانیم، حتی اگر ظاهرا خیلی خوب هم بفهمیم و خوب هم تفسیر کنیم، ولی خوب عمل نکنیم، در واقع صرفا به خود پنجره نگاه کرده ایم، نه به چشم اندازهای بیرونی آن، و آنگاه، خود این قرآن برای ما حجاب می شود! واقعا ما که عمری ست این آیه ی الهی، ودعوت خداوند به همکاری را، مکررا خوانده وشنیده ام، آیا تاحالا باتمام جان لبیک گفته ایم؟ اصلا آیا تاحالا فکر کرده ایم که این آیه، یک دعوت مخصوص برای همکاری با خداوند است؟... (قرار مان: روزی 1000صلوات)


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ اللّهَ قَنَّعَنا بِعَوائِدِ إِحْسانِهِ، وَفَوائِدِ إِمْتِنانِهِ، وَصانَ أَنْفُسَنا عَنْ مُعاوَنَةِ أَوْلِیائِهِ إلاّ عَنِ الاِْخْلاصِ فِی النِّیَّةِ وَإِمْحاضِ النَّصِیحَةِ وَالْمُحافَظَةِ عَلى ماهُوَ أَتْقى وَأَبْقى وَأَرْفَعُ ذِکْراً

.(.(امام  مهدی صلواة الله علیه 

 حاصل فرمایش امام را اینگونه می توان توضیح داد:

1.امام در ابتدا می فرمایند: مابه یاری کسی(حتی اولیاءالله) نیاز نداریم؛ چون خداوند متعال کاملا ما را کفایت می کند...لیکن بعدا، استثایی کرده ومی فرمایند: مگر اولیائی که شرایطی داشته باشند...

 توضیح: یاری خواستن امام درست مثل یاری خواستن طبیب توانمدنی ست که مردم یک شهر از او خواسته اند تا در شهر آنها طبابت کند وبه درد و داد مردم برسد؛ مسلما این طبیب، صرفا برای رسیدگی به حال خود جامعه است که نیازمند تشکیلات وپرسنلی مخصوص، باشرایطی مخصوص خواهد بود؛ وگرنه« ولم یکن له ولی من الذل»

2.شرایطی که امام معرفی می کنند سه شرط بنیانی و اصلی ست؛ که هریک از آن ها نیازمند تامل ومطالعه ومجاهدت بسیار خواهد بود. اما توجه کنیم که همین مسئله، خودش        می تواند محکی برای میزان علاقه و میزان توفیق ما در یاری امام باشد! یعنی اگر حقیقتا عاشق خدمت به امام باشیم، تمام ذهن وجان خود را متمرکز در فهم دقیق این شرایط خواهیم کرد. می توان گفت همین علاقه وحسایت داشتن نسبت به این گونه مسائل، نشانه ی استعداد مهدی یاوری ست. بنابراین دوستانی که با علاقه و حساسیت ویژه ای این گونه مطالب را پی گیری می کنند؛ این میزان حساسیت وعلاقه شان به امام، واستعدادشان در یاری آن حضرت را ثابت می کند وخوشابه حالشان.

این شرایط سه گانه بدین ترتیب است:

ا.)الاخلاص فی النیّة: اصحاب امام هم مثل خود امام باید طبیب روح مردم باشند؛ این ها قرار است، علاوه بر جهان،بر مملکت جان انسان ها هم حکومت کنند. بنابراین کسی که به درجه ی اخلاص نرسیده باشد، در حقیقت خودش به برخی از امراض روحی آلوده است؛ وچنین کسی شایستگی حکومت بر جان ها  ومقدرات انسان ها را نخواهد داشت. با مراجعه به روایاتی که ویژگی های اصحاب المهدی علیه السلام را بیان می کنند؛ عرض می کنیم: محال است کسی بدون اخلاص، درحلقه ی اصحاب پذیرفته شود!...اما ودرعین حال، این بشارت را به امثال خودم  هم بدهم که: باز طبق روایات، اگر کسی واقعا علاقه به اخلاص داشته باشد؛ وخصوصا اگر آرزوی او در این معنا باشد، و ضمنا دراین زمینه، تلاش وتضرع به درگاه خداوند را از دست ندهد؛ انشاالله از هم اکنون نام او در دفتر مبارک حضرت ثبت خواهد شد؛ والبته همواره، شاید هم هرساعت مورد آزمایش های گوناگون قرار خواهد گرفت! نتیجه آنکه : می بایست "نیل به مقام اخلاص" را از هم اکنون سرلوحه ی کار خود قرار دهیم ؛ و یکی از برنامه های اصلی ما  در تلاش ودعای شبانه روزی  جهت این مسئله باشد.

ب.)امحاض النصیحة : درست است که ـ شکر خدا ـ  علاقه و آرزوی خدمت به امام را داریم، اما نوع خدمت خیلی مهم است. فرمودند باید امحاض النصیحه داشته باشیم. یعنی در تمام زوایا ولایه های پنهانی وجودمان، حقیقتا دلسوزی و خیرخواهی نسبت به مولا بورزیم. چطور برای منافع خودمان با دقت و احتیاط عمل می کنیم؟ چطوردرمورد آرزوهای خودمان خیلی دقیق وجزئی وجدی دعا می کنیم؟.. حداقل همین طور باید برای امام خیرخواه ودلسوز، و نگران ومحتاط باشیم؛ همه ی مسائل وحوایج، ونگرانی ها ومشکلات ومنافع ایشان را دائما در ذهنمان به طور جدی تحلیل کنیم؛ در موردشان فکر کنیم، واقعا و تفصیلا دعا کنیم!( اصلا ما باید به جایی برسیم که نفس امام جایگزین نفس ما بشود! این همان بیعت است؛ واین تمام مطلب است..)

به عنوان یک نمونه ومثال ساده: باتوجه به اینکه بعضی روایات، عمر شریف امام را بعداز ظهور ، 9سال و7سال بیان کرده اند! آیا تاحالا نسبت به این مسئله نگرانی درخودمان احساس کرده ایم؟ تاحالا برای طولانی تر شدن عمر مبارکشان به طور جدی دعا کرده ایم؟ نکند این روایت ها خودش یک جور امتحان باشد!...مصداق اساسی دیگر بر ای امحاض النصیحة این است که: اگر ما حقیقتا نگران ودلسوز امام باشیم نمی توانیم هر حرفی را بزنیم، فرضا هر جوکی را نقل کنیم؛ با هرکسی دشمنی ودوستی کنیم؛ ... بلکه در هرگونه عمل وسخنی، ابتدا حساب  وکتاب می کنیم، ببینیم آیا این حرف وعمل من نهایتا کفّه ی معادلات را به نفع امام سنگین می کند یا خدای ناکرده به ضرر ایشان؟ مگر جزاین است که در مورد خودمان و عزیزانمان وحتی در مورد قومیت و فرهنگ خودمان هم همیشه همین طور معادلات وحساب وکتاب ها را در نظر می گیریم؟...اصلا این خودش ازبهترین راهکارهای عملی برای اخلاص است.به معنی«النبی اولی بالمومنین من انفسهم» دقت کنید؛ اصلا حقیقت "ولایت" همین است؛ امام باید "اولویت مطلقه" ی نفس ما بشود. این ها شاخص های ما ونقشه ی راه مهدی یاوران است.                                                                                                            

خلاصه: اگر بخواهیم یک سمبل برای امحاض النصیحه: معرفی کنیم، این سمبل، همان"مادر" است! مادر نسبت به کودک خود چگونه دلسوزی ونگرانی دارد؟  امحاض النصیحه، همین است . یک سمبل بهتر از مادر هم معرفی کنم؟ خود امام! ..فرمودند: ما از خودتان به خودتان دلسوزتریم: «انا ارحم بکم منکم علی انفسکم» و فرمودند: «ما هرروز صدمرتبه برای شما دعا می کنیم!» کدام مادر روزی صدبار برای فرزندش دعا می کند؟... البته این را هم توجه کنیم که: هرچقدر تپش ودلسوزی ومحبت ما به امام بیشتر باشد؛ محبت ودلسوزی وتپش ایشان هم بیشتر خواهد بود. چنانکه شخصی از امام رضا علیه السلام پرسید: دوست دارم بدانم جایگاهم در قلب مبارک شما چگونه است( شما چطور مرا دوست دارید)؟ فرمود: ارجع الی قلبک! شاید اینطور بشود گفت: میزان تپش قلب مبارک امام نسبت به خودمان را دقیقا از میزان تپش قلب خودمان می توانیم نسبت سنجی کنیم...

انشاالله این متن را هر ازچند روز ویرایش و تکمیل می کنیم و شرط سوم هم که نیاز به توضیح بیشتر دارد بعدا عرض می کنیم.

..............................................................................................

امام رضا علیه السلام فرمودند: در دل شب های تار برای هم? مومنان دعا کنید. ما را هم در زمره ی دوستار مومنان فراموش نکنید..(قرارمان : روزی 1000صلوات)


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 این یکی از نوشته های قبلی ست که  مدتی پیشـــتر، تحت عنوان

"برنامه ای معنوی برای یاری امام زمـــــــان علیه السلام" منتشر کردیم ؛

واکنون با ویرایش هایی، مجددا تقدیم می شود:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مَا فِی الْمِیزَانِ شَیْ ءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

هیچ چیز در میزان عمل سنگین تر از صلوات بر محمدوال محمد نیست/کافی؛ج2؛ص494

 

 


«یکی از بهترین برنامه های معنوی برای یاری کردن امام زمان علیه السلام در اِکثار ذکر شریف" صلوات" است!» اما به این ترتیب که اولا روزی کمتر از1000 صلوات نفرستیم و ثانیا صلوات های ما همراه با وضو و  نشاط و علاقه ی قلبی باشد.
حال برخی از اسرار و آثار صلوات را عرض می کنم و چنانچه در هر قسمتی نیاز به توضیح بود انشاالله درخدمت خواهیم بود:

1.یکی از اسرار مهم وآثار بزرگ 1000 صلوات دراین است که دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه برای تصرف در زندگی ما باز تر می شود. درواقع شیعه ای که هرروز 1000صلوات تقدیم امام کند، مجاری ملکوت، وراه های ارتباطی خودش با امام را باز تر خواهد کرد؛ وپس از مدتی مقاومت بر ادامه ی این ذکر، انشاالله، خود به شبکه ی ولایت الهی متصل خواهد شد؛ واین مطلب کوچکی نیست.

2. تاحال دقت کردید: تنها ذکری که خود خداوند دائما میفرستد چیست؟ بله، ذکر صلوات است که هم خداوند دائما میفرستد و هم تمام ملائکه، در این ذکر، خداوند متعال را همراهی می کنند: «ان الله وملائکته یصلون علی النبی». می دانید که فعل مضارع دلالت بر دوام دارد . یصلون یعنی دائم صلوات می فرستند. البته حقیقت صلوات منحصر در همین ذکری که ما بلدیم نیست. صلوات در هر مرتبه ودر عالمی شکل و روش خاص خودش را دارد، اما به هرترتیب خداوند به مومنین هم دستور می دهد: « یاایهاالذین امنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما» . یعنی اگر شما هم واقعا مومن هستید، مثل تمام ملائکه، خداوند را در این ذکر، همراهی و یاری کنید؛ منتظر نباشیم که حتما اول اسرار و فواید آن را بفهمیم وبعد عمل کنیم؛ که اگر این طور باشد، دیگر ایمان و تسلیم معنا نمیدهد(سلموا تسلیما!!). اصلا دنیا زیاد جای فهمیدن نیست. اگر می خواهیم بفهمیم باید دنبال ملائکه و اولیای خدا راه بیفتیم ، عمل کنیم؛ تا کم کم افق های ملکوت، برای ما باز بشود و خودمان ببینیم(اعملوا لعلکم تعلمون! عمل کنید شاید بفهمید ـ امیرالمومنین صلواة الله وسلامه علیه)...

3. همین قدر توجه داشته باشیم که: شرکت در نهضت صلوات، در واقع، موجب پیوستن به شبکه ی سراسری ملائکه و جنود الهی ست.[1]این جنود الهی در آسمان ها وعوالم فراناسوت تکمیل است؛ وقتی می فرماید" ان الله وملائکته یصلون"؛ یعنی تمام هاهوت، تمام لاهوت، تمام ملکوت، عرش، کرسی، بیت المعمور،..همه وهمه در اتصال به شبکه ی ولایت اند؛ و همه ی حلقه های عوامل هستی بر مدار  «ولایت انسان کامل»، تکمیل شده است  اما وتنها در حلقه ی ناسوتی زمین است که می بایست چنین نهضتی ایجاد شود؛ ودر واقع تنها حلقه ی مفقوده ی نظام ولایت الهی، در همین عالم ناسوت می باشد..(همچنین توجه داشته باشید که ظهور امام زمان علیه السلام نیز درگرو تکمیل همین کادر زمینی ونیروی انسانی جنود یادشده است؛ واین مطلب بسیار مهمی ست.)

4. یکی از اولیای الهی، به نام مرحوم" قدرت الله لطیفی"، که تشرفات او خدمت امام زمان علیه السلام، برای چندین تن از مراجع تقلید (از جمله برای امام راحل، آیة الله وحید وآیة الله صافی) ثابت شده، معتقدند: کسی که روزی 1000صلوات در هرروز نفرستد نمی تواند شیعه بشود!( یعنی نهایتا در درجات محبت می ماند .)

5 دراین مطلب هم عنایت بفرمایید: قرآن کریم یکجا می فرماید" بگو من هیچ مزدی نمی خواهم" . درجای دیگر می فرماید": اگر مزدی بخواهم صرفا برای خود شماست(ماسالتکم من اجر فهو لکم) بعد در آیه ی دیگر دقت کنید که می فرماید " این اجری که می خواهم مخصوص کسانی ست که می خواهند راهی به سوی پروردگار خود پیداکنند: " الامن شاء ان یتخذالی ربه سبیلا" خب! این راه چیست؟ این مزد که همان راه به سوی پروردگاراست چیست؟ این جاست که در سوره ی شوری، این راه واین مزد را این طور معرفی می کند: «قل لااسالکم علیه اجرا الاالمودة فی القربی»! بسیار خوب، پس مودت بااهلبیت علیهم السلام، مزد دین، و تنها راه بسوی خداوند متعال وملکوت اعلا ست؛ اما حالا این مودت را چه طور باید عملی کرد؟ راهکارش چیست؟... دقیقا این جاست که خداوند متعال و همه ی ملائکه، یکی از اولین راهکارهای این مودت را به ما یاد می دهند : ان الله وملائکته یصلون علی النبی یاایهاالذین امنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما . اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

******

همچنین به گفته ی برخی از اهل ذکر، تلاوتِ با حضور قلب سوره ی مبارکه ی یاسین، هدیه به حضرت صدیقه ی طاهره صلواة الله وسلامه علیها، همراه با14صلوت قبل و14صلوات بعد از تلاوت، خصوصا صبح ها، قدرت وقابلیت های معنوی شیعه را زیاد کرده، و بسیاری بلاها وبدی ها را نیزدفع و رفع می کند. انشاالله.

.............................................................................

1."انسان کامل" محور خلقت الهی وغایت آفرینش محسوب میشود، لذا تمام کشش و کوشش و تپش همه ی موجودات عالم به طور تکوینی(طوعا او کرها)، بر محور انسان کامل، وبه سوی وسود او خواهد بود( انی ماخلقت سماءا مبنیة ولاارضا مدحیة و شمسا مضیئة و لاقمرا منیرا ولا بحرا یجری ولافلکا یسری الافی محبة هوءلاء الخمسة..)


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)
   1   2      >