سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

مهدی مشکات ـ شعرونظر

 
ان  اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــ 

خَلق می مانند در عُسر وحرج
جز دعا گویان تعجــــــیل فرج

وَاللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ التَّهْلُکَةِ إِلَّا مَنْ یُثْبِتُهُ اللَّهُ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَوَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِه: بخدا سوگند در غیبت فرزندم هیچکس از گمراهی و تباهی نجات نخواهد یافت جز کسانی که به توفیق الهی، براعتقــــــــاد به امامت او ، و دعا برای تعجیل فرجش استوار باشند (مولانا الامام العسکری صلواة الله علیه)
کمال الدین ، ص 384 و بحار الأنوار ، ج52 ، ص25، ح 16.


 

ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

باسلام وتحیت، وعرض خیرمقدم خدمت دوستان ومیهمانان گرانقدر




صبح انسان2*


شب اگر پیش تو قبحی دارد

سحری دارد وصبحی دارد

سحری هست! خدا می داند!

خبری هست! خدا می داند!

با وجودی که سیاهم ـ سردم

سحری هست که حسّش کردم

ایهاالناس! مهیا باشید!

صبحدم خواب مبادا باشید!

صبحدم خواب حرام است اَلیوم

کارِ شب نیز تمام است  الیوم

زود باشید، کمی دیر است این

آخرین رکعتِ تغییر است این

این نسیمی ست که ردّ خواهد شد

"عصربد" حبس ابد خواهد شد

فرصت خوب شدن ردّ نشود!

حالتان تا به ابد بد نشود!

بشتابید! زمان آخر شد!

آه ، گفتم من وقلبم سِرّ شد

در دلم سُمّ ستوراست انگار

ضربان های ظهور است انگار

امشب آشفته ی گیسو شده ام

زخمیِ گوشه ی ابروشده ام

گوش کن! وقتِ کمانی داریم

نه جز این خط ونشانی داریم

مابه پایان زمین نزدیکیم

وبه آن صبحِ برین نزدیکیم

وقت اندیشه نداری دیگر

تو، به جز ریشه نداری دیگر

نوحِ طوفان زده باید باشی

نه به کوه آمده باید باشی

****

عصر"اندیشه" به پایان آمد

صبح شد! "دیده" به میدان آمد

صبحدم چشم سیاهت واکن

این جهان آینه دارد ـ "ها" کن!

تو، به گیسوی خدا خوابیدی

اندکی خوابِ پریشان دیدی

بازکن نرگس خوشبین ات را

پس بزن خنده ی شیرین ات را

ای دل ای داغ شقایق دیده

دیده!  ای سرمه ی شب برچیده

تازه کن سرمه ی چشمانت را

مژدگانی بده مژگانت را

گوشه ی ابروی یار آمده است

خبر چشم خمار آمده است

عاکف میکده باید باشی

مستِ مست آمده باید باشی

سرِ پیمانه نداری برگرد

دل دیوانه نداری برگرد

تازه اول قدمِ این راه است

اولِ اولِ بسم الله است

تو و من ، او، همه ـ انشاالله

هرکه دارد سرِ "ما" بسم الله

****

ای خداوندِ احَد!  بد کردیم

مابه دامان توبرمی گردیم

آه از جور زمان یا الله

غُرَما شد دلمان یا الله

دیگر از تیغ وطلا خسته شدیم

دیگر از غیر تو ما خسته شدیم

خسته روح  از سده ها بر گشتیم

مثل  غارت زده ها برگشتیم

آدم آن روز که گفتی تو" اَلَست"

مست پیمان شد وپیمانه شکست

ما هم آن وارث آدم هستیم

گر شکستیم، زدستت مستیم

باز پیمانه تمــنا   داریم

ربنا!  حالِ "ظَلَمنا" داریم

تو نبخشی، که ببخشد ما را؟

چه کنی این همه انسان ها را؟

ما  تباهیم ـ خودت می دانی

بی پناهیم ـ خودت می دانی

از دل هم، همه طرد آمده ایم

کس به کس رحم نکرد آمده ایم

تو بفرما ، تو که الرّحمانی

تو که درد همه را می دانی...


****

گرچه بد کرده ولی بیداریم

ماشهیدان خدایی داریم

چارده قرن، سیه پوشیدیم

اشک حسرت چقدَر جوشیدیم

اینک آن صبحِ سپید آمده است

چشم یعقوب به دید آمده است

غم مخور گرچه زمین خشکیده

بوی یوسف همه جا پیچیده

لشگر آدم اگر خورده شکست

علَمی هست وعلمداری هست

آدمِ خســـــــته ! بیا برگردیم

کو  درِ بسته؟ بیا برگردیم        

                                     مهدی مشکات/آذر1393                                             

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*در بخش آرشیوها، قسمت اول این مثنوی را  هم می توانید مطالعه فرمایید

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

    «نهضت صلوات برای ظهور »
    یکی از اولیای الهی، به نام مرحوم" قدرت الله لطیفی"، که تشرفات او خدمت امام زمان علیه السلام، برای چندین تن از مراجع تقلید (از جمله برای امام راحل، آیة الله وحید وآیة الله صافی) ثابت شده، معتقدند: کسی که روزی 1000صلوات در هرروز نفرستد نمی تواند شیعه بشود!( یعنی نهایتا در درجات محبت می ماند .)حال، مفهوم مخالف این جمله این است که: " هرکس توفیق بر فرستادن هرروز هزار صلوات پیدا کند، انشاالله به مرتبه ی شیعیان حقیقی خواهد رسید؛ یعنی به مرتبه ی سلمان وابوذر وامثالهم!


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

    نهضت صلوات: ازبهترین راه های خدمت به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

    چندین گروه از دوستان امام زمان علیه السلام(درچندین شهر مختلف) مدتی ست که برای حمایت معنوی از نهضت ظهور امام مهدی، و همچنین برای کاسته شدن از بلاهای آخرالزمان، "نهضت صلوات" را آغاز کردند، وبه این منظور روزی1000صلوات می فرستند. بعضی ها هم که 1000تا براشون سنگینه، با 135تا شروع کردند.

    از شما دوستان عزیز تقاضا دارم جهت شرکت در این نهضت پرخیر وبرکت، علاوه بر انجام صلوات، در نشر مطالب کوتاهی که تحت عنوان "نهضت صلوات" فرستاده می شود همکاری بلیغ بفرمایید


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)
عزیزی همیشه میگفت : " گرمی برندت واصلی گر می روی بی حاصلی" واقعا ما را باید ببرند خودمون که نمیتونیم.. خوبی1000صلوات در هرروز هم اینه که ملائکه ما را می برند چون پیامبرصلی الله علیه واله فرمود: «هرکس برمن صلوات بفرستد ملائکه بر او صلوات میفرستند پس حال هرکس می خواهد کم یا هرکس میخواهد زیاد بفرستد» قرآن هم خاصیت صلوات ملائکه بر انسان را اینطور میفرماید: «هوالذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور» یعنی صلوات خدا وملائکه بر انسان موجب میشود تا از سرزمین ظلمت ها به سرزمین نور، کوچ داده شویم

ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم


در مقالات صلوات می بایست روی این نکات بیشتر تاکید می شد::

1. پیش از شروع ختم صلوات، ونیز در اوقات مختلف، زیاد  استغفار  کرده، و حتما صدقه(و لو اندک) بدهیم ـ خصوصا روزهای اول

2.  بر «نماز اول وقت، و ترک گناهان »به طور جدی مراقبت شود(به ویژه گناهان عمدی مثل تماشای نامحرم)؛ وگرنه ممکن است دچار برخی چالش ها، فشارها، و آشوب های درونی بشویم. همچنین اگر پس از شروع این برنامه ـ خصوصا درسال اول ـ بی نظمی در انجام آن داشته باشیم، ممکن است گاهی اذیت شویم.

3.ترویج و تقویت نهضت صلوات، به طور قطع، مسیر انرژی قدرت را به نفع جبهه ی خداوند تغییر خواهد داد؛ ویقینا از حجم بلاها خواهد کاست.

4. احساس می شود، فرصت اصلاح و توبه تنگ است؛ واین دوران،  آخرین رکعت تغییر  است(ن.گ:یادداشت ثابت)

5.اگر فعلا نمی توانیم به طور مرتب هزار صلوات بفرستیم؛ اولا برهمان نماز اول وقت  وترک گناهان همت کنیم؛ و دیگر اینکه: لااقل روزی135 صلوات بفرستیم(این عدد ابجدفاطمه است)بعد هروقت و هرچقدر که توانستیم، همین مقدار را تکرار کنیم. مثلا روزی دوبار، و هر دوبار، 135 تا .. (به نکته ی بعدی هم در ادامه ی همین مطلب توجه فرمایید:)

6. صلوات مخصوص روز عرفه را هم که پیشتر گفتیم، هرروز (سه بار پس از نماز صبح و مغرب) فراموش نکنیم. این برنامه انشاالله نشاط وآرامش و روزی ، و فواید وبرکات بسیاری در پی دارد؛ وچنانکه عرض شد: چهار امام معصوم، اثرات آن را تضمین فرموده اند!(ن.گ: صلواتی مخصوص ومعتبر، مقاله ی پنجم)

7.باز هم تاکیدا عرض می کنم: صلوات کامل وموثر صلواتی ست که "شوقا وحبا"باشد. یعنی از سر اشتیاق درونی ومحبت قلبی به اهلبیت علیهم السلام

یادآوری: هشت مقاله در خصوص "اسرار وآثار صلوات" در این وبلاگ تقدیم شده، که برای مطالعه آن ها، می توانید به صفحات بعدی مراجعه فرمایید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درپاسخ اینکه: انجام این برنامه، شب بهتر است یا روز؟

روز ها موثر تراست، خصوصا مقداری از آن را خوب است بلافاصله پس از طلوع آفتاب انجام دهیم؛ وقت های دیگر هم بی اشکال است 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

یادآوری:


* انگیزه ی این جانب در حمایت از رهبری ـ بین خود وخدایم ـ چیزی جز این نیست که چند وقتی ست، حقیقتا و از بُن جان به ایشان اعتقاد پیدا کرده ام؛ و دفاع از این ولایت را عین دفاع از حریم ولایت امام مهدی علیه السلام، و ایشان را مهم ترین زمینه ساز تمدن اسلامی موعود می دانم. اکنون  یک خوبی این فضاهای مجازی همین است که می توانیم عقاید وایده های خود را به معرض نقد دیگران بگذاریم.

* در پست هایی توضیح داده ام که: به اعتقاد ما تمام مفاسد ومشکلات کشور، مشکلات ومفاسدی ساختاری بوده، و نتیجه ی حاکمیت الگوی غربی، یعنی: لیبرال دموکراسی ست؛ خصوصا که این ساختار موجود نیز مبتنی بر فرهنگ واندیشه ی سرمایه داری غرب، وهمراه با خلق وخوی اشرافیگری می باشد. همچنین وبر همین اساس است که ایده ی "کابینه ی ولی فقیه" را مطرح کرده، و در آنجا توضیح دادیم که تنها راه نجات کشور در مدیریت ولی فقیه است(لطفا پست را مطالعه کنید)

*در فیسبوک برخی از استادان دانشگاه، به نقد ایده ی بنده، در خصوص" کابینه ولی فقیه" پرداختند؛ دوسه روزی این مباحثات طول کشید وسرانجام(باپاسخ های پایانی که داده شد) صحنه  بحث را ترک کردند. حال از انجا که برخی  مخاطبان گرامی این وبلاگ هم کمابیش نظیر همین پرسش هارا مطرح می کنند، بخش اصلی آن مباحثات را در این جا هم می اورم. البته  می خواستم عین مباحثات را در این جا کپی کنم؛ اما ممکن  ست رضایت نداشته باشند..

محور بحث ما:

عمده ایراد ونقد جناب استاد ح.م و خانم دکتر ن.ب این بود که : پس از ارائه ی لیستی از آمار وارقام بیکاری وتورم و اعتیاد و طلاق، فسادبانکی و ... می گفتند:  اینهمه فساد و اشکالات در کشور است، درحالی که تمام قوای سه گانه زیر نظر رهبری هستند؛ مگر تمام سه قوه زیرنظر رهبر نیست؟ مگر رهبری ولایت مطلقه  ندارند؟ چرا رهبری پاسخگو نیست؟ چرا احساس عصمت دارد؟ چرا بجای حل مشکلات ومعضلات کشور، سرگرم فلسطین وعراق وسوریه ....شده است؟؟؟؟؟

(یادآوری: البته  خانم ن.ب. که ظاهرا  خود از دانش اموختگان حوزوی هم بوده است، با تندی و توهین و جنجال سازی های خاصی این مطالب را مطرح می کردند...)

پاسخ:

1.آمار وارقامی که تنها جزئی از آن را اشاره کردید؛ همگی محصول ومیراث ساختار اختاپوسی غرب زده، و تکنوکرات ولیبرال مسلکی ست که شما گاه از آن ها دفاع کرده؛ و از تدبیر وبصیرت! ومدیریت آن ها دم می زنید. همان مدیریتی که زمانی با وقاحت تمام، علنا اعلام کرد: «خلق ثروت وایجاد توسعه، ولو به قیمت لِه شدن مردم ضعیف زیر چرخ توسعه!!».... 

نهایتا موضوع سخن ما همین بود که : عمده ی مفاسد و مشکلات کشور ما، مشکلات ومفاسدی ساختاری هستند و نتیجه ی همین ساختار طاغوتی وغیرمردمی ست...با لفاظی و فرافکنی، و اتهام زنی چیزی تغییر نمی کند.

2.رهبری معصوم نیست وادعای عصمت هم ندارد. اما برخلاف خیلی ها، اشرافگرا و چپاولگر، و دیکتاتور و مرعوب غرب هم نیست. مردم از طریق خبرگان براو نظارت دارند.پاسخگویی ایشان هم به طور سیستماتیک، دربرابر نهادهای مربوطه، خصوصا دربرابر خبرگان ملت است. مگر اینکه شما توقع داشته باشید تا در برابر شما هم پاسخگوباشند(؟). نهادهای دیگر ورسانه ها و همچنین نهادهای غیر دولتی مثل مراجع تقلید و علما و اساتید دانشگاه هم همواره ایشان را به نقد وچالش کشیده اند. ادعای "خطاهای بزرگ و ویرانگر" وسایر تهمتهای کلیشه ای وبی اساس درمورد ایشان نیازمند اثبات است. با میتینگ و جنجال وپروپاگاندا اثبات نمی شود.کمی احتیاط کنید اینهمه بی پروایی هنر نیست.
3. مفاسد اقتصادی کشور ـ به اعتراف دوست ودشمن ـ چاره ای جز "اقتصاد مقاومتی" ندارد. مظلومیت رهبری در همین جا معلوم میشود که سالهاست فریاد می زنند: اقتصاد مقاومتی! ممنوعیت ورود قاچاق! ..حتی گفتند این اجناس قاچاق را آتش بزنید! ولی تازه میشنویم که آقایان فروش کالای قاچاق را آزاداعلام میکنند!!!!(؟؟؟؟) رهبری می گوید: حمایت از تولید ملی! اصل44... یا مثلا آن توصیه ها و نکات دقیق ومشکلگشا  را در مورد برجام کردند؛ کو؟چه شد؟ چه کسی مسئول اجراست؟چه کسی باید پاسخگوی اجرا نکردن باشد؟ اینها مطالبات مردم و رهبری ست. اینها نوشداروی بیماری های مهلک فرهنگی واقتصادی ماست. ... تاوقتی 91درصد بودجه مملکت و تمام ارگانها وسازمان ها وادارات، دست نااهلان و مرعوبان آمریکا و برجامگرایانی ست که خیلی از آنها نه رهبری را قبول دارند، ونه حرف شنوی از ایشان دارند؛ چه می شود کرد؟

4.شورای نگهبان زیرنظر رهبر است اما آیا واقعا مجری آرزوی واقعی ایشان هم میتواند باشد؟ اگر می تواند، پس چرا بنی صدرها ورجوی ها و خاتمی ها وموسوی ها و سایر کسانی که درتقابل با رهبری بوده اند از صافی آن عبور می کنند؟ آیا این دیکتاتوری ست؟!.... انصاف بدهید، رهبری فقط هرجا که خطر جدی احساس کند ـ مثل قضیه ی ورود مجدد احمدی نژاد به انتخابات، یا معاونت مشائی ـ مجبور به دخالت می شود.(در  ویکی پدیای فارسی، ذیل" حکم حکومتی" سرچ کنید، کل حکم های حکومتی رهبر، در طی این سه دهه، پنج شش تا بوده است!!آن هم در مواقع بحران. این است دیکتاتوری مورد نظر شما؟)  

 5..درمورد فسادبانکی وسایر مفاسد هم پاسختان را در مسئله ی اقتصاد مقاومتی دادم. وظیفه ی رهبر تعیین راهبرد است؛ همان گونه که در هرنوروز، مهم ترین برنامه های خود را به عنوان شعار سال جدید اعلام  و تبیین می کنند. اما شما لطفا جواب دهید: مجری کیست؟ چه کسی باید پاسخگوباشد که چرا خواست ملت ورهبر اجرا نمیشود؟

 6.درخصوص راهبردهای منطقه ای رهبر که اتفاقا باعث توسعه ی جغرافیای سیاسی وفرهنگی ایران، و به تعبیر دشمنان ما: "زمینه ساز احیای امپراتوری دیگربار ایران می شود"؛ این نگرانی نظام سلطه است، شما چرا باید نگران باشید؟!!! [1]رهبر کارخودش را در حیطه ی اختیارات وامکانات محدودی که دارد، به خوبی انجام می دهد اما در مسائل اجرائی داخل کشور، بازهم میپرسم :مجری کیست؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟

حال مشخصا بگویید ایراد این سید مظلوم ورهبر بزرگ جهان اسلام کجاست که چنین مستحق تهمت و توهین ودشنام شما شده است؟

از اینجا به بعد مسکوت واقع شد... 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.دراین خصوص، به مقاله ی اخیر این جانب مراجعه فرمایید: امپراتوری ایران، یا تمدن سازی اخرالزمان؟

 

 

 

 

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم
 
*چراغزه ولبنان؟چرا سوریه وعراق؟ چرا یمن؟ چرا بحرین..؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این پرسشی ست که بسیاری از معترضان، ساده نگرانه طرح و تکرار می کنند؛ واکنون در پاسخ آن، تنها به این بیان کلی وکوتاه بسنده می کنیم: 

کشورهای نامبرده شده، تنها بخشی از قلمرو های جمهوری اسلامی ست که این روزها یکی پس از دیگری فتح می شوند؛ وعملا تحت جغرافیای سیاسی وفرهنگی واحدی به نام جمهوری اسلامی قرار می گیرند؛ آن هم با کمترین هزینه برای کشور ما(و متاسفانه با هزینه های بسیار دهشتناکی برای آن برادران وخواهران مظلوم)!

حال دراین راستا به این چند نکته نیز عنایت کنید:

1.درپروسه ی عظیم تمدن سازی، یکی از نخستین ضرورت ها، توسعه ی ارضی(یا بقول آلمانی ها: فضای زیستی) ست؛ یعنی یک نظام تمدن سازمی بایست بتواند ابتدا چتر حیات و حکومت خود را به خارج از مرزهای جغرافیایی خود گسترش دهد، تا ضمن اینکه سفره ی تمدن خود را ازمواریث متنوع فرهنگی موجود در منطقه غنی می سازد؛ چرخه ی تعامل ساختارمند وتمدن ساز منطقه را نیز فعال کند. این یک ضرورتی ست که در تمدن های گذشته ابتدا به وسیله ی فتوحات و به زور سرنیزه صورت می گرفته است(حتی تمدن اسلامی گذشته نیز درموارد متعددی به همین قانون متوسل می شده است)؛ اما شاید برای نخستین بار در تاریخ باشد که یک نظام تمدن ساز به نام جمهوری اسلامی، تنها با استراتژی «حمایت از مظلوم» به جای زور و تهاجم، "تعاون" و "محبت" را ابزار توسعه سیاسی وفرهنگی خود قرار داده است. ودر حقیقت از طریق احسان به ملت های مستضعف و مظلوم، سیادت وسروری خود را نیز در منطقه تثبیت می کند(الناس عبیدالاحسان).

درعین حال توجه داشته باشیم که این راهبرد، تنها یک سیاست نیست بلکه اساسا در این نگرش، "سیاست عین دیانت ودیانت عین سیاست" می باشد!! به بیان مشخص تر: هدف ایران که ام القرای جمهوری اسلامی ست این نیست که مرزهای ملی خود را توسعه دهد و ایران را بزرگ تر کند، یا چنانکه برخی می پندارند: امپراتوری ایرانی تشکیل دهد؛ بلکه به تعبیری می توان گفت: این نظام می خواهد تمام مرزهای اعتباری را از میان بردارد و مدینه ی فاضله ی "تمدن اسلامی" را در جهان حاکم کند. پس دراین فرض، خود ایران نخستین کشوری ست که در این پروسه قرار گرفته، وسایر کشورهای اسلامی را نیز تحت لوای تمدن اسلامی اخرالزمان قرار خواهد داد.

همچنین و به صد البته معلوم است که نخستین ضرورت عینی چنین آرمانی، در «مقابله با نظام سلطه ی امپریالیسم» و تمدن مادی و الحادی ویرانگری ست که در این قرون اخیر تمام موجودیت فرهنگی و اقتصادی وسیاسی منطقه را به ویرانی کشانده است.

2.هم اکنون چهاردهه است که محور دغدغه ونگرانی استراتژیست ها وآینده پژوهان نظام سلطه نیز دقیقا بر محور همین توسعه ی فرهنگی وسیاسی جمهوری اسلامی ست. به عنوان نمونه: شخصیت های امریکایی چون هانتینگتون که صریحا اسلام را بزرگترین رقیب لیبرال دموکراسی می نامد؛ یا آنتونی گیدنز که در مواضع مختلف، حتی درکتاب معروف "جامعه شناسی" خود نیز به این مهم پرداخته است؛ یا بزرگترین چهره آینده پژوهی امریکا: الوین تافلر [1] و نیز استراتژیست هایی امثال فوکویاما، مایکل برانت، مایکل ام جی... یا سیاستمدارانی چون موشه دایان و مارگارد تاچر که در همان سال1358پیش بینی کرده بودند: این انقلاب، به زودی جهان اسلام و اروپا را هم در می نوردد!!.....

آری هم اکنون صدها اندیشمند، سیاست مدار، تحلیلگر، و صدها انستیتو ونهادها ومراکز مختلف سیاسی وپژوهشی، همراه با انبوهی از شبکه ها ورسانه های مختلف، همه وهمه، تمام توش وتلاش خود را بر محور همین استراتژی "اسلام هراسی وایران هراسی" قرار داده اند؛ و می توان گفت غالب معادلات و طراحی های آنان درخاورمیانه، از جمله ظهور و تقویت اسلام تکفیری وداعشی نیز همگی در راستای مقابله با همین توسعه ی روز افزون جمهوری اسلامی ست. نگرانی اصلی همه آنها نیز چیزی جز «احیای تمدن بزرگ اسلام» نیست؛ چراکه خود به خوبی می دانند تمدن چهارساحتی اسلام، به سادگی می تواند تمدن تک ساحتی وبحران زده ی غرب ر ا در خود فروببلعد....ادامه دارد انشاالله

یادآوری:این مقاله، درحال حاضر، چکنویسی ست؛ اما انشاالله همراه با نقد ونظر شما دوستان، تکمیل واصلاح خواهدشد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1آلوین تافلر: جوانان حتی در امریکا به سوی مذهب گرایش پیدا می کنند. اکنون اگر پیام های [امام]خمینی را مطالعه کنید خواهید دید که او قبل از هر کس دیگری، گرایش های فراملی جوانان را درک کرده است و پیام های او مختص یک ملت نیست. خمینی مرد قرن 21 است اگرچه در قرن 20 از دنیا رفت. /درهمین راستا سخنان فراوانی از اندیشمندان وتحلیلگران وشبکه ها ورسانه های جهانی وجود دارد که در اینجا تنها به نمونه ی اندکی اکتفا می کنیم(بنقل ازhttp://sabernews.com/mobile_shownews.php?idnews=130501:.

نیویورک تایمز: قوی ترین چالش فراروی واشنگتن، یافتن راهی برای توقف روند افزایش قدرت ایران است.

از دیدگاه شبکه تلویزیونی بی.بی.سی نیز: «آنچه در ایران در سال 1979 رخ داد نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام ادیان جهانی نقطه عطفی بود نقطه عطفی که از بازگشت میلیونها نفر در سراسر دنیا به اصول گرایی مذهبی خبر می دهد» به گفته این شبکه «در سراسر جهان پیروان دیگر ادیان مانند مسیحیت یهودیت و هندو نیز به اصول گرایی مذهبی روی آوردند؛ حتی در ترکیه نیز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است.


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

لطفا نوشتار بعدی را (با اضافات و تغییراتی که داده شده است) به دقت مطالعه و نقد بفرمایید.متشکر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبر! 

ضمنا امشب در برخی اخبار خواندم که: فرمانده ی سپاه،  برای همکاری در حل مشکلات کشور، به دولت اعلام آمادگی کرده است!

این خبر مهم را، در راستای ایده ی مورد بحث، به فال نیک می گیریم؛ و از خداوند متعال تمنای تحقق هرچه سریع تر دولت مردمی انقلاب را داریم. برای ما هیچ شکی در این نیست که تحقق چنین دولت مبارکی، بازگشت واقعی به انقلاب راستین، و  زمینه ساز  حقیقی فرج موعود خواهد بود. انشاالله


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره:

1.طی40سال تاریخ  انقلاب اسلامی ، 12 دولت، براساس مدل دموکراسی غربی شکل گرفت.شگفت اینکه 11 دولت آن، همگی به اپوزوسیون تبدیل شده، یا به هر ترتیب، درتقابل با انقلاب اسلامی قرار گرفتند؛وهمگی نیز (درعین خدماتی که داشته اند)سر منشأ اصلی فتنه ها، مفاسد و مشکلات وبحران های مختلف سیاسی و اقتصادی وفرهنگی بوده اند!!

2.مشکل اصلی مدیریت کشور، عمدتا واصالتا، در " ساختار غیر اسلامی" آن است نه در افراد.

3. نظام کشور ما اسلامی ست؛ وساختار آن: متکی بر دموکراسی غربی، و  مبتنی بر ارزش های نئولیبرالیسم و نظام سرمایه داری !!..

 

 کابینه ی ولایت فقیه، تنها راه خروج از بحران:

 

« رهبرانقلاب، کابینه ی اسلامی و انقلابی خودشان را معرفی کنند؛ تا درانتخابات بعدی حاکمیت یابد»

به نظر بنده این یک راهکار معقول و ممکن برای خروج از این نابسامانی هاست. اکنون و دراین راستا، به این سه نکته هم توجه کنیم:

 1. دراین چهل سال، انواع کابینه ها و شخصیت ها وجناح ها را آزموده ایم؛  وهرباره نیز ـ درپس هر انتخابات ـ هزینه ها و خسارت ها  وفتنه هایی را متحمل شده ایم. به اعتقاد ما همه ی مفاسد و مشکلات (اعم از سیاسی واقتصادی وفرهنگی) نیز مفاسد ومشکلاتی ساختاری بوده، و  چنانکه در مطلب بعدی اشاره خواهد شد، ناشی از اسلامی نبودن ساختار مدیریت کشور می باشد . این درحالی ست که اساسا انقلاب ما، وبیعت اصلی مردم دینمدارما، تنها بر محور حاکمیت ولی فقیه، و به اعتبار و امید حکومت نائب امام زمان علیه السلام بوده است!! همچنین و از سوی دیگر توجه کنیم که تنها کابینه ی آزموده نشده، همان کابینه ی ولی فقیه  است*؛ کابینه ای که در این چهل سال هرکجا ورود کرد، با موفقیت تمام و گاه معجزه آسا به ثمر نشست(شکست اهریمن جهانی داعش، تنها  یک نمونه ی اخیر آن  است). حال چه می شود حداقل چهار سال هم کابینه ی کامیاب و همیشه پیروز رهبری آزموده شود؟ وسرداران مخلصی چون سلیمانی ها، مدیریت کشور را، آن هم برای خروج از این وضعیت نامطلوب به عهده بگیرند؟

2. ساختار حکومت اسلامی که همان "خلافت" بوده است نیز دقیقا به همین طور و ترتیب بوده، و خلیفه ی مسلمین، پس از انتخاب وبیعت مردم، مدیریت جامعه ی اسلامی را به دست می گرفته است. اما استحضار دارید که وضعیت فعلی، تنها به نام رهبر و به کام دیگران بوده، و همواره  نیز باعث دوقطبی شدن جامعه و بستر چالش های مختلف می باشد.

3.  برای تحقق این آرمان اسلامی و  انقلابی، می بایست "مطالبه ی مردمی" به وجود آید. پس «مطالبه» را آغاز کنیم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*در زمینه ی محدودیت ها وفشارهای چند جانبه ی حاکم بررهبر معظم در دوران ریاست جمهوری شان همه ی شما اطلاعات کافی دارید ونیازی به یادآوری نیست؛ درعین حال چنانچه لازم بدانید منابعی در این خصوص تقدیم خواهد شد

********************

پاسخ به یک  نظر

 یکی از مخاطبان محترم(:خانه ی خانواده)، درقسمت نظریات، مطلبی را نوشته اند که پاسخشان را در این جا تقدیم می کنم:

صرف نظر از برخی جزئیات و نیز فارغ از روش بیانتان. چند نکته ی مهم در سخن جنابعالی بود که نه تنها با انها مخالفتی ندارم بلکه مبنای اصلی سخن بنده نیز بر همین مطالب استوار است. حال در این جا اجازه میخواهم تا نکات مفید شما را  با بیان و توضیح خودم، گزاره بندی کنم :

1. انقلاب اسلامی، که برخاسته از متن وبطن دین اسلام بوده است؛ می تواند ومی باید که مولّد یک نظام تمدن ساز مستقل و جدید باشد.

2.برای تمدن ساز شدن اسلام، می بایست "ساختاراجتماعی" و " مدل حکومت" ویژه ی خود اسلام را کشف کرده وتحقق بخشید؛ اما این دقیقا حلقه ی مفقوده در جمهوری اسلامی ایران است که متاسفانه به جای کشف الگوی اسلام، عملا دست به دامن تمدن غرب شده و الگوی لیبرال دموکراسی را (به همراه بسیاری از پارادیم های تمدن غرب) به طور خواسته یا ناخواسته، بر مقدرات جامعه ی ما حاکم کرد. [که البته این نیز ارمغان حزب تکنوکرات و مسئولان لیبرال مسلک ما بود. همچنانکه فقر تئوریک، و بحران های خاص جامعه ی نوپای اول انقلاب نیز زمینه ساز این رویداد نامبارک شد]

3. چنانکه گفته شد: غالب مفاسد وناهنجاری های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی موجود نیز درواقع ، مفاسدی ساختاری بوده، و پیش از آنکه به افراد یا جناح های خاصی مربوط بشود؛ زائیده ی همان الگوی یادشده می باشند. ضمن انکه این الگوی سکولاریته، دقیقا در تضاد با بنیان های انقلاب اسلامی ست و بدین ترتیب حاکمیت این ساختار مادی و سکولار، در متن جمهوری اسلامی، بستری برای چالش ها و تناقضات همیشگی در این نظام را به وجود آورده است، که بدین ترتیب می توان گفت: حاکمیت ساختار لیبرال دموکراسی، در متن جمهوری اسلامی، ماهیتی پارادوکسیکال را بر این نظام  تحمیل کرده است!

اکنون چه باید کرد؟

خود شما هم معتقدید که باید به اسلام برگردیم و سیستم وساختار حکومتی اسلام را حاکم کنیم؛ اما بدیهی ست که اگر بخواهیم این ایده ی بزرگ را از چارچوب شعار، فراتر ببریم، مسلما و پیش از هرچیز می بایست یک دکترین جامع و نقشه ی راه کاملی را ارائه کنیم. اکنون عرض ما این است: تنها الگوی اسلامی ای که تاکنون ارائه شده و در میادین متعددی، تجربه های کامیابی هم داشته است؛ «الگوی ولایت فقیه» است. حرف ما هم این بود که بیاییم چهار سال به این الگو اجازه بدهیم تا قابلیت های مدیریتی خودش را در عرصه ی اجرائی نیز نشان بدهد. حال، شما که بحمدالله با کلیت حکومت اسلامی موافقید، سه گزینه در پیش رو خواهید داشت:

1. الگوی مدیریت ولایت فقیه را بپذیرید

2. الگوی بهتری را طرح وتنقیح کنید

3. مثل خیلی ها، صرفا شعار حکومت اسلامی بدهید ولیکن  با هر طرح وتجربه عملی، مخالفت بفرمایید


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)
   1   2      >