سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

مهدی مشکات ـ شعرونظر

 

شاعران خوب ادب می کردند

از زنان نام نمی آوردند

زن که اسطوره ی  هر دیوان بود

در تپش های غزل پنهان بود

نام زن کی به غزل می گفتند؟

به دو صد پرده مَثل می گفتند

تا حرم نشکند از هر خاتون

شهره  لیلا شد و رسوا  مجنون

نه که این غیبت بانو می شد

باعث هیبتِ بانو می شد

زن چرا این همه ارزان باشد؟

دیدنش بر همه آسان باشد؟

سرگِران چون گُلِ نرگس خوب است

متکبر چو «پِرَنسِس» خوب است

نکند مثل عروسک باشی

اهل زیباییِ کوچک باشی

مثل انگشت نماها  نشوی!

عسلم! سینیِ حلوا نشوی!

سکه ی  دلبری ارزان نشود!

همه اش خرج خیابان نشود !

عشق درپرده نهانش زیباست

عاشقی با ضربانش زیباست..


عصر ما چون ادبِ عشق شکست

غزلش عین خداحافظی  است

*** 

نه که زن خانه نشین باید کرد

بل در این حلقه نگین باید کرد

زن نگین است و چو گل خندان است

مرد چون حلقه و چون گلدان است

گو تو گل باش که ما گلدانیم

 

رسم قوّام شدن  می دانیم

 ***

 

 
 ما نگفتیم زنان سر باشند

سخن این بود که «همسر» باشند

بس کن این حرف بد تکراری:

مردسالاری و زن سالاری

مکتب عشق اگر هست اینجا

چه کسی هست  فرودَست اینجا؟

مرد با زن چه تفارق دارند؟

شمع و پروانه توافق دارند

عشق چون رهبر دلها باشد 

راهبرد همه لیلا باشد

همه امروز تلاطم دارند

عاشقان خوب تفاهم دارند

تا که هرکس به سرش یک سوداست

نرخ آمار جدایی بالاست

همه گر یک سر و سودا بشوند،

همه گر عاشقِ والآ بشوند

مشکلات همه حل خواهد شد

زندگی مثل عسل خواهد  شد


آه بانو 3


قومی از نقد جهان ترسیدند

مصلحت یکسره در این دیدند

که زن از خانه روان باید کرد

فکر اوضاع جهان باید کرد

تا نگویند که "استبداد است!"

تا بگویند که "زن آزاداست!"

زن به کار آمد و بازاری شد

بعد دیدیم که  ابزاری شد

واقعا ارزش زن را دیدیم

«زن گل است» و چقدَر گل چیدیم!


زن که یک ثروت ملی بوده

پی صنّار چرا فرسوده؟

این به حکم خرد است؟ این دین است؟

واقعا ارزش بانو این است؟

عصر من دین مرا عصری کرد

نه زنش زن شد و نه مردش مَرد

دینشان «دِرهمِ» شان شد دیگر

صبح تا شب کم شان شد دیگر

کس دل شاد ندارد حالا

وقت آزاد ندارد حالا

همه سرگرم و دل از هم سردند

پشت هم را همه خالی کردند


دین و دینار که غاتی بشوند

مرد و زن نیز رُباتی بشوند

ارتباطاتِ رُباتیک است این

حاصل عصرِ« پِراتیک» است این

همه جا صرفه و مصرف اصل است

این تمدن به چه دیگر وصل است؟

آن جهانی که از آن ترسیدیم

«من غلط کردم» شان نشنیدیم؟!

***

نه ز بحران تمدن جَستیم

روی در زاویه ی  بن بستیم

دیر یا زود عیان خواهد شد

بعد از این مهر، خزان خواهد شد

پیری از چهره شناسند و چروک

نسل ما را تو ببین سبک و سلوک!

نسل ما میل تجرد دارد

چه کسی حال تعهد دارد؟


عصر دنیای مجازی شده است

«عشق»هم مسخره بازی شده است

دختر ارزان شد و مهریّه گران

تو خودت معنیِ این قصه بخوان!

ای قلم بشکنی ان شاءالله

برسان مرگ مرا یاالله ...


ما پر از زمزمه ی پاییزیم

برگ مان را خودمان می ریزیم

ما به جمعیت خود خندیدیم

ناگهان پیریِ آن را دیدیم

عصر دلسردی و کم پیوندی است

عصر پاییزیِ تک فرزندی است

نسل ما«خاله» ندارد فردا

ایل و دنباله ندارد فردا

عصر بی آیِشِ سرماکیش است

نکند فصل دِرو در پیش است؟!






 ***


گرچه بن بست جهان است اینجا

راه ما « مادر»مان است اینجا

آی مادر که تو را گم کردیم

ما به دامان تو بر می گردیم

ما کویریم ـ غروبی پر درد

مادر ای چشمه ی خوبی، برگرد

ما سرِ ترک لجاجت داریم

ما به دامان تو حاجت داریم

مادر ای حسّ مقدس ـ اما ...

 مضطرب حال مگردان ما را


ای که آرامش عالم بودی

ما اگر زخم، تو مرهم بودی

زن که بودی تو « سَکَن » بودی تو

کوثرِ حبِّ وطن بودی تو

رفتی ای چشمه! لجن شد دنیا

زخمِ وامانده دهن شد دنیا

رفتی وخون پیِ خون آمده است

همه جا جنگ وجنون آمده است*

نسل پرپرشدگانیم آخر

توکجا رفته ای آخرمادر؟

توکه بودی بنی آدم بودیم

همه اعضای تنِ هم بودیم

توکه رفتی همه ره کج کردند

همگی باهمگی لج کردند

توکه رفتی چقدَربد شده ایم

همگی  ازدل هم رد شده ایم

توکه رفتی همگی دلسردند

توبیایی همه برمی گردند

                     ننه! سرمازده ما کِزکردیم

                     کی به دامان توبرمی گردیم؟..    خزان 93

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

**بر مبنای سخن خداوند متعال(سوره روم، آیه21 ) زن محور سکونت است. پس حالا اگر شاهد اینهمه ناآرامی در نهاد جهان امروز شده ایم؛ و هم اگرهرگونه هرج ومرج، یا گسیختگی روانی وخانوادگی، و فرهنگی واجتماعی پدیدار شده است؛ علت میدانی اش همین است که  محور سکونت از خانه ها به بیرون کشیده شد است.

 

 


                                               


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره:

1.درمورد زیارت عاشورا زیاد می پرسند. در همین وبلاگ هم چندین بار پرسش های مشابهی مطرح شده است. اکنون به برخی پرسشگران عزیز وعده دادم که مطالبی در دراین خصوص تقدیم کنم؛ واین همان مطالب است.

2.پرسش ها وشبهات در مورد زیارت عاشورا، معمولا، حول این سه محور اند: 1.سندیت واعتبار این زیارت شریف2. فلسفه ی لعن 3. پیامدهای  منفی!

3.بحث درمورد سند این زیارت، یک بحث تخصصی ست؛ و نیازمند تسلط بر دانش رجال و درایه می باشد. درهرحال، سالیانی پیش، برخی دراین زمینه تشکیکاتی داشتند؛ و البته منشأ اصلی این تشکیکات نیز مشکل علمی و  سندی نبود؛ بلکه عمدتا نگرانی های سیاسی، یا شبهات برخی وهیابیان در ان دخیل بود که نهایتا متخصصانی چون آیة الله نجم الدین طبسی، پاسخ های حقیقتا عالمانه و قانع کننده ای دادند، و درنتیجه، همان شبهات و مناظرات، باعث آشکار شدن شدن هرچه بیشتر سندیت این زیارت شد... همچنین برای  پی بردن به اعتبار این زیارت نیز مطالبی که در صدر همین گفتار می اید کافی ست. درمورد فلسفه ی لعن هم  انشاالله در قمست های بعدی، سخنان مهم و تازه ای خواهیم داشت. اما در پاسخ به سوال شایع سوم (پیامدهای منفی) هم مطلبی را درخاتمه ی همین نوشتار می گوییم

 

اهمیت و اعتبار ویژه ی زیارت عاشورا

غالب عالمان وعارفان بزرگ شیعه، خصوصا کسانی که در جامعه معروفیت بیشتری دارند، همواره بر این زیارت (البته با 100لعن وسلام وآداب کامل) مداومت داشته اند؛ بزرگانی چون:شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، سیدبن طاووس،عمادالدین طبری، ابن قولویه، شهید اول، شهیدثانی وشهید ثالث، شیخ انصاری، علامه حلی، علامه مجلسی، ...شیخ بهایی، میرزای قمی؛  ملافتحعلی سلطان آبادی، شیخ عباس قمی ،میرزای بزرگ شیرازی. تا بزرگان وعارفان  معاصر همچون:آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیة الله بروجردی، آیة الله غروی اصفهانی(کمپانی)مرحوم قاضی، مرحوم شاه ابادی (استاد اخلاق امام)، علامه طباطبایی،آیة الله حجت؛ آیة الله میلانی؛ امام خمینی، آیة الله بهجت، شهیددستغیب، مرحوم دولابی، مرحوم خیاط و بسیاری دیگر (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین)[1]... آری، به توصیه ی امام محمد باقر علیه السلام که فرمودند:«سعی کن همواره به این زیارت متعهد باشی، و اگر می توانی هیچ گاه این زیارت را ترک مکن!» اکثر بزرگان شیعه نیز همواره تعهد ومراقبت ویژه ای بر انجام ان داشته اند.

 سرّ ستاره ها!

چندین سال پیش، پژوهش مفصلی را در بیوگرافی معاریف شیعه انجام دادم. یعنی سعی کردم تمام  بزرگانی که درتاریخ تشیع، درهر زمینه، مثل فقه و فلسفه وعرفان و شعر وغیره، خوش درخشیده اند، و درواقع جزو ستاره های آسمان تشیع شده اند؛ در مورد آنان مطالعه وتتبع کنم؛ و هدفم از این پژوهش نیز حل یک معما و رسیدن به پاسخ این سوال بود که: چرا    باوجود اینکه در هرزمان و درهررشته ای بزرگان زیادی وجود دارند، اما تنها بعضی از ان ها درخشش و جلوه ی مخصوصی پیدا کرده وبه اصطلاح" گل می کنند" و چهره ی انان در تاریخ ماندگار می شود؟! ما واقعا در فقه وفلسفه و حتی درشعر و سایر حوزه ها خیلی بزرگانی داشته ایم که از لحاظ تخصص، هیچ کمتر از مشاهیر نبوده اند، حتی برخی بزرگان گمنام داریم که از برخی مشاهیر زمان خودشان حقیقتا تخصص و عمق علمی بیشتری داشته اند؛ اما واقعا چطور می شود که بعضی ها، یک سلطان و محبوبیت علیحده ای پیدا می کنند و آثار وبرکات وجودی شان طعم و تاثیر به خصوصی دارد؟ راز این مطلب چیست؟ کسی که تاریخ دانشمندان و بزرگان تاریخ را دقیق خوانده باشد با این معما مواجه خواهد شد. به هر حال در خصوص بزرگان تاریخ تشیع، یک نکته ی جالبی که پیداکردم این بود که:

یک وجه مشترک اکثر کسانی که در سپهر معنویت شیعه، درخشش جاودانه پیدا کرده اند در مواظبت آنان بر همین زیارت عاشورا بوده است!

یعنی وقتی زندگی نامه ی اکثر معاریف شیعه را می خواندم می دیدیم تمام این بزرگان، به طرز ویژه ای نسبت به اجرای کامل زیارت عاشورا(باصدلعن وصدسلام) مراقیت می کرده اند! فهرستی که در مطلب قبلی آوردم، صرفا نام برخی از این بزرگانی ست که تازه این بنده توانستم آن ها را پیدا کنم...   

راز مطلب این است:

درپی نتیجه ی فوق، گفتم بروم در خود زیارت عاشورا دقت کنم ببینم آخر چه سرّی در ان نهفته است؟! و نهایتا یکی از اسرار آن را در ضمن این نکات یافتم ـ دقت بفرمایید:

1.اگر در سلسه ی سند زیارت عاشورا دقت کنید، می بینید که این زیارت هم مثل حدیث "سلسلة الذهب"، دارای این امتیاز فوق العاده است که: حداقل هفت معصوم، به اضافه ی جناب جبرئیل،  همگی جزو  راویان آن هستند. پس سند اصلی این زیارت، سرشار از تقدس و کرامت بوده، واز پشتوانه ی معنوی کم نظیری برخوردار است:

امام صادق از امام باقر از امام سجاد از امام حسن و امام حسین، از امام علی، از حضرت محمد مصطفی صلواة الله وسلامه علیهم اجمعین، از جبرائیل، از حضرت احدیت جل وعلا.   البته معصومان دیگر، از جمله امام هادی علیه السلام وامام مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز به طور جداگانه در خصوص اهمیت و روش انجام آن روایاتی دارند، که این نیز مزید بر تقدس و اهمیت این زیارت است.  پس نکته ی اول این شد که : این زیارت، یک "حدیث قدسی" ست؛ از آسمان نازل شده است؛ مصدر آن خود خداوند، و راوایان اولیه ی آن نیز همگی معصومان اند. 

2.مطلب دیگر اینکه: حدیث قدسی زیارت عاشورا مشتمل بر دو بخش است: یکی خود متن زیارت، ودیگری ضمانت نامه ای که در ذیل آن از خداوند متعال  برای خوانندگان این زیارت نوشته شده است. این ضمانت نامه، طولانی ست و مفاد متعددی دارد؛ یکی از مفاد آن این است که: «هرکس براین زیارت مراقبت کند، به هرکجا که بخواهد می رسد، اگرچه مقصد مورد نظرش بسیار بلند و دست نایافتنی بنماید!»(درخود مفاتیح الجنان هم برخی از مفاد یادشده آمده است)

3. همچنین هریک از این معصومان علیهم السلام، گذشته از آنکه راوی این زیارت اند؛ خودشان هم به طور جداگانه، همان ضمانت نامه را امضا و تاکید فرموده وهمگی سوگند یاد کرده اند، که حتما چنین خواهد شد!

4. حال، نکته ی اصلی، در یکی دیگر از مفاد آن ضمانت نامه است که: خداوند وتمام راویان معصوم این زیارت، سوگند یاد کرده اند: «هرکس به این برنامه تعهد و مراقبت داشته باشد، تمام دعاهای این زیارت در مورد او مستجاب خواهد شد!» این یعنی انکه: مثلا وقتی در این زیارت مقدس، از خداوند متعال می خواهید:«اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد ومماتی ممات محمد وآل محمد» بدون هیچ شک وتردیدی زندگی و مرگ شما از جنس زندگی و مرگ اهلبیت علیهم السلام خواهد شد؛ و چه بسا گوشت وپوست وخون شما از جنس خاندان عصمت و طهارت شود(چنانکه در احادیث طینت نیز به این مطلب تصریح شده است)بنابراین اگر می شنویم : کسانی که اهل زیارت عاشورا بوده اند جسدشان در قبر نپوسیده است[2] دیگر نباید تعجب کنیم؛ چون یک خاصیت ممات اهل بیت علیهم السلام همین است که بدن های مطهر شان بعد از رحلت نیز سالم می ماند. 

5.یکی دیگر از دعاهای زیارت عاشورا، که معمای مورد نظر ما را حل می کند، این است:«اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا والاخرة» یعنی خداوندا مرا به اعتبار حسین علیه السلام، در نزد خودت، در دنیا وآخرت آبرومند بفرما. "وجیها" یعنی آبرومند، صاحب چهره ی معتبر . حال کسی که در نزد خدا و به اعتبار حسین علیه السلام ، آبرومند دنیا واخرت باشد، طبیعتا در آسمان معنویت نیز ستاره ی درخشانی خواهد شد؛ واین همان "مقام محمود" است که ویژه ی انبیا و اولیای الهی ست؛ و  ازقضا در همین زیارت قدسی نیز از خداوند متعال، نیل به آن مقام منیع ومحمود را طلب می کنیم :« و ان یبلغنی المقام المحمود عندکم»  یادمان باشد: کسی که همواره متعهد و مراقب این زیارت بوده، و در هرروز این زیارت را با صدلعن وسلام و اداب کامل انجام می دهد؛ بنابر تضمین وسوگند خداوند و معصومان علیهم السلام، تمام فقرات این دعا،حتما وبدون هیچ شک وتردیدی درمورد او مستجاب است.

پیامدهای منفی!(؟)

اما در مورد این پرسش که چند سالی ست به بیان های مختلف می پرسند و مثلا می گویند:

می گویند  زیارت عاشورا سنگین است! می گویند خطرناک است! می گویند همه کس نباید انجام دهند! می گویند زیارت عاشورا چوب دارد!.... انشاالله در قسمت های بعدی، مبنای اصلی این گونه پرسش ها را توضیح خواهیم داد؛ اما در این جا همین نکته ی عملی را عرض کنم :

روش مخصوصی برای ختم زیارت عاشورا، از آیة الله بروجردی اعلی الله مقامه نقل شده، و  برخی از عرفای معاصر( مثل آیة الله حق شناس و آیة الله مجتهدی  ره) نیز به طور جدی آن را تبلیغ می کردند[3]. حال اگر زیارت را دقیقا به همان روش بخوانید انشاالله هیچ گونه مشکلی به وجود نخواهد آمد ـ خاطرتان جمع باشد..گذشته از آنکه معروف است: هرکس بر انجام این برنامه موفق شود؛ انشاالله نتیجه ای در حد معجزه خواهد گرفت. البته برخی دریک چهله، وبر خی نیز طی دو یا سه چهله یا بیشتر، و نهایتا طی یکسال(معمولا) به نتیجه ی مورد نظر رسیده اند. همچنین می گویند آیة الله حقشناس مکررا می گفتند:" هرکس نتیجه نگرفت بیاید خودم برای او می گیرم" (برخی اهل ذکر هم بر این باورند که این روش ختم از امام عصر صلواة الله علیه صادر شده است)..اما آنچه در درجه ی نخست اهمیت قرار دارد، رعایت دقیق و موبه موی شرایط و آداب این برنامه است، که همه کس موفق برآن نمی شوند.

یک پرسش از شما!

باتوجه به آنچه گفته شد، از نظر شما بهترین ارمغان زیارت عاشورا برای کسی که مداومت برآن داشته باشد چیست؟ و به بیان دیگر: از نظر شما بهترین دعای زیارت عاشورا در کدام یک از فقرات آن است؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.بسیاری از این معاریف را در کتاب"طرحی نو در زیارت عاشورا" نگاشته ی نجم الدین طبسی، و همچنین در منابعی که در پاورقی بعدی معرفی می کنیم نام برده اند

2. کتاب های متعددی در این زمینه نوشته شده است؛ از جمله: اجساد جاویدان؛ و" کرامات الحسینیه؛ و کرامات زیارت عاشورا

 3.این روش را در آدرس های مختلفی از جمله این منبع می توانید فرابگیرید. منتهی کمی با دقت مطالعه بفرمایید:

https://telegram.me/joinchat/A7rcUz51o6yMyEhoda2qJw


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)