سفارش تبلیغ
صبا

مهدی مشکات ـ شعرونظر

ببین! دوباره صدایی عجیب می ­آید

"فریب"؟!.. نه!.. نه!.. عجیب و غریب می  ­آید

 

عجیب مثل سپیده، غریب عین غروب

بلی! به فاصله ی یک فریب می ­آید

 

گرفته است مرا این صدا ـ صدای عجیب

و رفته رفته به سوی گریب* می­ آید             

 

همیشه فاصله ی سنگ و شیشه حساس است

ولی صدای شکســــــتن، نجیب می ­آید

 

فقط خدا نکند لحظه ی بلوغ نسیم

کسی صدا کند: «اما لهیب می­ آید!»

 

لهیب هم که بیاید، خلیل، نستوه است

میان آتش گل، عندلیب می ­آید

 

بلی، ستاره ی سرخ غروب می­ گوید:

صدای پای صلیب عنقریب می­ آید

 

و فکر کن که خدا طرح تازه ­ای دارد:

درخت سیب به جای صلیب می­ آید!


هوا، مسیح، سپیده، سلام... می­ بینی؟

نفس نفس گُلِ «امّن یجیب» می­ آید

 

ببین ستاره ی سرخ غروب نزدیک است

و آن که از نفسش عطر سیب می ­آید

..........................................................

گریب: گریبان 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)